천사 لوس زشت بی نمک 천사
13 وقتی کسی رو پیدا کردی ؛ دیگه به درک که بقیه چی میگن !کنارش باش و از کنار هم بودن لذت ببر ♥... 15 اخمهای ای تنها بهانه لوس شدنهای من دوستت دارم این روزها اگر گوش دلت را تیز کنی فقط یک چیز را خواهی شنید... گلایه از تکراری بودنش نکن...مشکل از من نیست 17 40 تفاوتی نداره خواب باشم یا بیدار زیباترین تصویر پیش چشمام همیشه پرستوی من می روی پاییزم این بار بیا و به من کوچ کن و فصل مرا بهار باش برای همیشه من بدون 42روزتا:::::::::::> می خوام داستان عاشقانه ای از علاقه خودم به یکی بو 45 تقصیر وقتی که به تقصیر وقتی که نگام می کنی تپش قلبم رو تند تر می کنی.. تقصیر منه که نگاهت دیوونه ام می کنه... 49 حاظرم تموم بدتم زخمی بشه اگه بازم 53روز تا :::::::::>> نگرد دنیا می خوام خودم دورش بگردم... می تونم دنیا رو یه دستی فلج کنم به شرطی که دست دیگم رو 54 صراط مستقیم یعنی راهی که میرسه به 55 بعضی
آدم ها ! اونقدر دوس داشتنی و شیرینن که وقتی به عکسشون نگاه میکنی به
همون اندازه دلت براشون ضعف میره که باهاشون رو به رو میشی !با دیدن عکسشون
کلی حالت خوب میشه... کلی انرژی میگیری!چه برسه به دیدن خودشون! دوستت دارم ، همین ؛ حس بودنت قشنگترین حس دنیاست هر ثانیه رو عشقه.. من کویر خسته ام تویی نم نم بارون دلم برات تنگ شده کجایی ای مهربون 60روز وسعت دنیا برام تغییر کرده از وقتی که همه دنیای من شدی.. 61 روز موعود هفتم تیر ماه.. با دیدنت شاد میشم با لبخندت زیبا میشم با بودنت اروم میشم با دیدن و لبخند و بودنت من سراپا عاشق میشم از دلتنگــــــــــی ام؟؟ گاهی به خـــدا التماس میکنمـ خوابــــــت رو ببینمـــ.... میفهمـــــــــی؟؟؟ در تمام عمرم یک بار عاشق شدم ووابسته کسی که برای داشتنش حاظرم از تموم زیبایی های دنیا بگذرم عزیزم نبض حیاطم بعد از عشق به خدا فقط برای من با این همه غصه بی لحظه شماری تا شهریور دوستت دارم مث همیشه. وقتی نگام میکنی اینقد دلم میلرزه که با خودم میگم چه راحته فدا شدن واسه چشمهایی که تموم دنیاست.. "من واسه یه لحظه بیشتر با پر از لبخـند مـیـشـم تـمـوم زندگیـم خـوشرنــگ مـیشـ.ه ! ! ! امروز بارون اومد اونم چه بارونی حسابی خیسم کرد... سوپرایز بعدی اومدن نم نم بارون خودم.. کنار هم زیر بارون ...هجدهم بهار هوا ابریه خدا کنه بارون بیاد...هفدهم بهار کل دنیا هم بگن دوسم دارن فایده نداره! اما... دوست دارم های نمیدونی چه غوغایی میکنه... میگم دلتنگم. میگن دلتنگ نباش... مث این میمونه که به اب بگن خیس نباش... مگه میشه؟ خوبان را باید روی چشم گذاشت کجایی؟ چشم هایم بهانه ات را گرفته اند... دیوونه اون روزهایی هستم که مهربون میشی حتی اگه ندونم چرا... این روزا همه چیز بوی حتی هوا. اینقدر زیاد که دوست دارم رگهام هم احساست کنن... تا شقایق هست...نه تا بــــاز هــــم خیال عشق دوست داشتني من برايت نمي ميرم برايت ميمانم برايت ميمان تا انجا كه اخر دنياست.. کوتاه میگم دوستت دارم ولی.. کوتاه نمیام از دوست داشتنت الان سر كلاسم استاد داره درس ميده ومن دارم به تو فكر مي كنم ژیزمان نقطهa b چند میشه... نمیدونم فقط میدونم ژیزمان نقطه چشمای گاهی وقتها یه نفر باعث میشه که حس کنی اونی که تو رو رو زمین نگه داشته جاذبه زمین نیست... روزهام رو خیابون های این شهر گرفته ان وشبهام رو خواب های بیولوژی هم نخونده باشی میفهمی چه مرگمه.. اخ که چه حس خوبیه همه دنیا مال ادم باشه... همه دنیا مال منه وقتی چشمانم که به چشمانت گره میخورند عقربه های ساعت چه خبرشان می شود مگر نمی دانند که وقتی زمان نباید بگذرد؟؟! میدونی قشنگترین احساس چه وقتیه وقتی بر میگردی یواشکی به عشقت نگاه کنی می بینی که اونم داشته بهت نگاه میکرده.. خنده چه برسه به دل من بارون شاهد اشکهای من بود وقتی که شوری اشکهای من رو با شیرینی خودش پنهون می کرد... عکس قرص خواب من تو شبهای بی خوابی روزـها ... ساعتـ ـها ... دقیقـ ه ـها ... و حتـی لحظـ ه ـها ... تنهــا بـرای رسیدن بـه یه چیـــز سپری میشن رسیــدن به رویایی از جنس حال منو ابرای بارونی یه جورن... صدای بارون با یاد خدایا همه دنیات مال دیگرون باشه ولی تورو خودت اونی که دنیای منه مال دیگری نباشه... خوشبختی یعنی همین که با وجودت اروم میشم و من خوشبخت ترینم.. عزیزم روزایی که حیفم میاد زندگیشون کنم.. کیستی تو دختر همه چی تموم من با هر نفست به زمونه ثابت شده تنها دختر زمین که لیاقت عاشق شدن رو داره تو هرکسی تو یه چیزی استعداد داره... ولی من تو دوست داشتن حتی از همین راه دور . . . شاید تو سکـوت میـان کلامم بـاشـی . . . دیـده نمی شوی! امـــا مـن ،تـو را احسـاس مـی كنم . . . شایــد تــو . . . هیاهـوی قلبـم بـاشـی . . . شنیـده نمـی شوی . . . چه بارون حرف گوش کنی!بند اومد و به جاش برف داره میاد... نیا باران!!! عاشقانه اش نــــــــکن "من" و "اون" هنوز " نشدیم... دلم نیومد این لحظه رو ثبتش نکنم اخه بهترین ساعت زندگیمه...خیلی خوشحالم. سه شنبه ساعت8:36:40 امروز روز سپاس گذاری از خداوند است زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن تا با تمام وجود به او بگوییم عشقم هیچ چیز و هیچکس تو دنیــا جز تو کـه همه ی زندگیمی واسم مهم نیست امیــدم دوست دارم با همه ی وجودم دعا می کنم کـه لبات رو فقط در غنچـه های لبخند ببينم و از وقتی عاشقت شدم زمونه باهام مهربونتر شده! تولحظه هایی که پیش تو ساعت انگار خوابش میبره تو اون لحظه برام مهم نیست چند شنبه س امروز قرن چندمه دلار سکه طلا یا ماشین چند شد؟ هرچی بجز تو خدا وقتی فقط به یه چیز فکر می کرد... به من پلکهام رو به امید دیدن تو ماورای خیالم جایی که هیچ کس هیچ کس نتونه من از تو خوشحال ترم وقتی تو هم خوشحالی مـی خــوام ... گمم نکن قول میدم گوشه حافظه ات اروم بشینم و جیکم در نیاد... فقط بذار بمونم. هیج جای ایـن دنیا نیست مهربون تـر از و زیباتـر از عشــــق یعنی: تو گوشیت یه سری ای ام اس هست که عمــرا” دلت بیاد پاکشون کنی...! دلتـنگـــــم … کنار حوصله ام بمون اگه نباشی دلم که هیچ دنیا هم تنگ میشه... بارون که نموندی؟ یکی که نگرانت بشه حتی نگران این که زیر بارون به این لطیفی خیس بشی یکی باید باشه که دست بکشه رو صورتت و قطره هارو کنار بزنه.. اما من... دستام رو گذاشتم رو هم... نمیتونم هیچ کدوم از این کارا رو بکنم... بازم بارون ویاد همیشه یه دنیا حسرت با منه بی دیگه چنگی به دل نمی زنه... بازم بارون ولی مث تو فقط رد پاش هست عطرش تو هوا پیچیده مث نفسهای تو دوسش دارم خیلی وقته و خیلی زیاد.. دخترک ِ دوسـت داشـتـنـے مـَن . . [❤] مـُخاطبـــِ خــاصـَـــم ❥ هر ثانیه بهونه تو وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد حــــرفی نـدارم ... مـن حـاضـرم حـتی جـــونم بـه لبـم برسه ...!
باغچه ی خــــونه هم از دوری بسکــــه غــــم خورده لاغـــر شده گلــــدون شده.... تاج و تختی برای خودش بهم میزنه دلتنگی... بارون و دوست دارم هنوز ... چون تو رو یادم میاره. حس می کنم پیشه منی ... وقتی که بارون می باره. داره بارون می باره..ساعت عاشقی .چهارشنبه. برای برای برای برای برای برای برای برای برای نفسم...نگاهم...حرفام...همش به خاطر وجود عزیز توست... وقتی برای از هر چقـد رو دیـوار مجـازی بنـویسـم بـازم هیـچ کـدوم از حـرفــای دلمـو نـمـی تـونـم بـگــم حـرفــایـی کــه هـرگــز نــه مـیشـه گفـت نــه میـشـه نـوشـت . . دلم و کجا دلتنگی هام روآواز کنم؟ها؟ تا بلکه گوشه چشمی بندازی به من به این روح از نفس افتاده واژه ها را نمی تونم به دار بکشم و طبل عاشقی بکوبم! پس نگاهی کن و بشنو درد و دلای این از نفس افتاده رو فیزیک خسته شدم از بس از یکم از خودم می نویسم می نویسم این منم که ببین شوخی که ندارم خیلی جدی تر از این حرفها دلم میدونی چند روزه ندیدمت؟ نمیدونی چشمات با من چه میکنه وقتی که نگام میکنی اونقدر دلم از شیطنت نگاهت میلرزه که حس میکنم چه زیباست فدا شدن برای چشمهایی که تموم دنیاست دیشب بهم گفت در اقیـانوس "افکـارم" همه چیـز خشکیده است ؛ جـُز لبخند های تـو که هماننـد (جزیـره) ایی در آن اقیانـوس وسیع خود نمایـی می کند ! دلتنگ یعنی زیستن در اوج بی همنفسی ... یعنی خواستنِ تو و نبودنت ... دلتنگ یعنی حریص بودن برای یک لحظه نگاهت ... دلتنگ یعنی دلی که از تنگنایی دیگر به چشمت نیاید ... یعنی دلی که پی یک تلنگر است و آن هم دور بودن تو یعنی دلی که لنگ است ... لنگه صدایت تا جانی دوباره گیرد... لنگه نگاهت تا نفسی تازه کند ... نه تنها دل ... بلکه این لحظه ها هم تو را طلب می کنند ! تو هوایی که مرا تهدید می کند به تنهایی ... الان فقط میگم همین که باشی کافیه... آســــمــون رو مـــــرخــص می کـنـم... روم نمیگیره قلبم اگه نباشی ، میمیره دل عاشقم اگه نیایی، تو تو زندگی هر کــسی، یـکــ نفـر هــسـتــــ ... کـه مـثل هـیچ کــس نـیـستــــ ! و در زنـدگی مــن اون یـه نـفر تـــ♥ـو هـسـتـی دلـــــــــــم کمــی... دیگر از مسیر خواب به رویا رسیدن بس است می خواهم در یکی از همین کوچه ها که با اولین بوسه های خورشید بیدار می شود. از لب کودکان دست چین کرد ، اتفاقی به هم برسیم وسایل رسمم رو دستم می گیرم و تو برای همیشه ترسیم می کنم تو قاب زندگیم... هـر روز حـِسم تازه تـر میشـه...غرق هیچ وقت خدا فکرش روهم نمیکردم که بتونم یه نفر رو اینقدر دوست داشته باشم... افتـــــــاب که می تـابــــــه... فرارسیدن ماه محرم رو به تموم عاشقای امام حسین تسلیت می گم وقتی یه دختر به خاطر یه پسر اشک میریزه .... يعني واقعن عاشقشه ای که بی تو هرجا که پا میزارم تو دوست داشتن که شاخ و دم ندارد ! اسمت رو گذاشتم ماه شب، رویایم تو باشی اسمت رو گذاشتم آه همـــراه هر نفس تو باشی . . . تو را همراه نامم، کــه همرازی . . . طــو را با طـــ دستـﮧ دار مے نویسمــ....تــو بی انصاف نمیگی دلم برات تنگ میشه کاش از دلم خبر داشتی فرشته دلم برات لک زده دوریت زجرم میده دارم دق میکنم خیلی سخته خیلی انسان ها عموما دو دسته ان : تو خـدایـا هَمـه از تـو می خوان بـدی مَـن از تـو می خوام بگیری ایـن هـمه حـس دلتنگی رو از من.. یه سری آدما هستن که میگن سرنوشتو خودت رقم می زنی! یه سری هستن که میگن سرنوشت از قبل تعیین شده است! من با هر دو موافقم متاسفانه! و گاهی دلم می خواد بدونم آیندم چجوریه، مثل الان .... 저는 당신이 그리워요 رزوم با تو بودنه اما نه به بهانه پا گذاشتن روی ارزوی تو ارزوم اینه که بخوای و بمونی نه اینکه بمونی به خواهشم... ای کاش کور بودم تا تو جلو میومدی و دستم رو میگرفتی نه مث حالا که چشمام فقط جای خالیت رو می بینه... میشه تموم شه؟؟ من دیگه مرداب شدم بس که کنار دریای خیال میفهمی با تو ادم باید یه تو تا هر وقت از همه چی و همه جا خسته بشه بهش بگه بیخیال دنیا مهم اینه که تو بـا اون چشمـــای ِ قشنگت ، زُل نـَـزَن تـو چشمــام ؛ دیـگه چـیزی نمـونده کــ ِ با خودِت بـبـَری ... ! کاش جای من بودی که بفهمی چه حسی داره وقتی دلتنگ یکی مث تو تمـام ِ راه ـهارو وا3 رسیــدن بـه تـو امتحــان کردَم ... فقـط اشـاره کــُن دختر ؛ خوابــ کـه ســَهل اســت ، زنــدگــی از چشمـــانـَم میــروَد ! رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود برگشتم بعد حدود چهار ماه با یه دنیا حرف تازه ... اول از همه دوستام بابت رفتن یکهویی خودم معذرت می خوام. امیدوارم منو ببخشن. سادگی رو در این عشق باتموم قطره ها از ابی بیکران چه کسی می دونه اونقدرعاشقت شدم که اسم خودمم یادم رفت کسی تو رگهام شعله میشم و از چشام میزنم بیرون ونیستی ودنیا بشکه باروت... تا در دنیای تنهاییم تنها کــاش میدونستم .!! از چی بگم از کی برای کی..؟؟ از بهتم که زیاد گفتم زیاد زیاد.... اینقدر که داری زده میشی... ولی بازم میگم دوستت دارم حتی اگه زده بشی.. میگن باید سنگ زیرین اسیاب باشی باید ایوب باشی برای سنگ شدن باید سنگ شد باید چشم دلت رو همه چیز ببندی...سنگ شدن کار من نیست...ایوب شدن برای کسی که مجنون شده غیر ممکنه مگه یه نفر میتونه جای چند نفر رو بگیره....؟ قلبم فدای عزیزی که دنیایی از دلتنگی رو به امید یه لحظه دیدنش به جون میخرم برای عاشق شدن بهانه های ریز و درشت لازم نیست برای عاشق شدن کافیست و من لبخند بزنم بردیم اونم ۴برصفر به این میگن یه برد عالی... امشب اسپانیا و ایتالیا ایشالاه تیمم اسپانیا قهرمان شه....خوشحال شیم خوب شه... این روزها هیچ چیز سر جای خودش نیست جز جا گرفتی کنج دلم.... می گن زندگی چیه؟ میگم این چه سوالیه ؟! دور برم رو نگاه می کنم و یواش با خودم میگم بدون نمک بپاش... اما من دوست داشتن چشمای زیبای دوست داشتنَت حال و هوای این روزای من... تا خوب دارم حال ادمهای زندانی رو میفهمم ندیدن دنیای بیرون... روزها خیلی دیر میگذره وخیلی سخت. زندانی دنیای بیرون رو نمیبینه و من دنیای خودمو.... ازادی نمی خوام فقط به ملاقاتم بیا... کاش میفهمیدی برای اینکه تنهام بر عکس برای اینکه می خوامت تنهام.... هنوزم مانده ام که اینجا کدام فصل است که من کال مانده ام و نمی رسم به قول می دهم که آسمان شوم یک کمی ستاره روی صورتم بپاش سعی می کنم شبیه کهکشان شوم" اینـجا آسمان آبی دل من است.. کـه گاهی هوایش بهاریسـت و گَهگاهـی هم ابری.. دل من ستاره هایی دارد که شاید چشمک بزنند.. یا پشت ابری قایم شوند.. آسمان آبـی دل من رازی دارد..! بزرگ اما پنهـــــــان... مُهم نیست دوستم داری یا نه مُهم اینه که من هستم عشق هست و هوای احساسم هنوز ابی است.. یکی سیگار میکشه یکی تریاک یکی کراک.... هر موقع هم که بهش نیاز دارن میتونن لااقل به هر قیمتی بخرن.. اما من که انتظار دیدنت رو می کشم از کجا تو بیارم...؟؟ روشنی چشـات نــداره مرزی تــو دل تنگی ام را پایانی نیست و شوق زیارتت آرام بخش این دل باش... برای همیشه کلی راه انتظار ...صدا میاد شماره 260 به باجه 2..میرم جلو... اقا حالت خوبه چکت بانک مسکنه....اینجا ملته.....؟! یهویی از تصور اینکه دلت برام تنگ شده باشه دلم ضعف میره چه ارزویی بالاتر از این که اینقدر تموم زوایـای چهرت رو می شناسم کـه ، حتـی اگـر چشـم هام رو ببندی! با لمس صورتت تـــو تعداد مژه هات رو هم حفظ کردم... هوس پرواز ندارم فقط می خوام به دل به جون ثنیه هایی که در فراق چشمانت میگذره دلم تنگ نگاه تویه.... بر دفتر قلبم که هر برگش رو به نام تو که من زیستن رو فقط برای دوست داشتن هر چی از مثل یه ادم کوری هستم که از رنگ میگه... بگو شیپو....بانی...بانی...بیچیگینه... اگه عاشقی کار دله پس چرا همش فکرم ذهنم هوش و حواسم پیش تویه؟؟اگه قرار باشه حتی اگه به تخت سلیمان ببندیم بکشی نمیشه ...فراموش کردنت محاله... من دلم برای نگاه های خیره ی 2:10 دقیقه ی هر روزظهر، تنگ شده... ساعت 2:5 هیچ عینکی نمیتونه دوری رنـگ میدی بـه لـبـاسی که می پوشی یکی هست که تموم چهارراه های ترمز می کنه! و آینه اش رو درست تنظیم می کنه روی لبخند مــےخواهــــــــم بگویــــــــم تـا همــــہ بداننـــد... این چند روز که نیستی حال مامانت خیلی گرفته است... ای کاش میدونست من هر روز عمرم رو با همین حال میگذرونم.... لطفا اینقدر نپرسین خوبی ؟خوش میگذره؟ دوست ندارم دروغ بگم اخه خیلی... سخت میگذره سخت میگذره سخت میگذره سخت میگذره سخت میگذره سخت میگذره کل اسم های تو موبایلم رو به اسم
حالا هرروز بهم زنگ میزنی
یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی
من که میدونم ستــاره ھــا رو مــی بینــم ھــر شــب بــا ایــن کــه دورنــد، و نمــی بینــم! کــاش ستــاره بــودی . . . دیدی که ســــــــــخت نـــــــیست، تنها بدون اون؟!! امروز دیدنش میشه...؟ "دلتنــــگم"! بـــرای کســی کــه مـدتهـــاست... بـــی آن کـــه باشــد هـــر لحـظـــه... زنــدگــی اش کـــرده ام جمعه.. داره روزهای ندیدنش بیشتر میشه... وقتی با لبخندت میپری و زمینمقابل روهدف میگیری دنیا مال من میشه بمون بانـو و بدون هدف میگیری بیشتر عاشقم میکنی....ساموهه یابونیم... دِلگیـرمـ ... دلمـ عجیـب گیـر توسـت ! تموم دنیا هم بگن مال من نیستی بازم این دل زبون نفهم بهونت رو میگیره...! زمین به آسمون بیاید ... من که انرژی هسته ای نخواستم پس چرا این همه تحریمم؟ از نگاهت از خنده هات از صدات... چقدر جای جای خالیت رو با هیچ چیز نمی تونم پر کنم حتی با هر گزینه مناسبی... ساعتهای نبودنت روی مچــم بسته نمیشن حلقه میشن دور گــــــــردنــــــــم .................................! هرلحظه بهونه تو رو می گیرم تموم تک تک ثانیه هام با یادتو در گیرم... میدونی اگه حتی برام تب هم نکنی من برات میمیرم.. مـن جـز مـرور رنگ چشـمات و خط کشيـدن زير دلتنگی هام هــيچ درسی نـدارم... امروز برای چند هزارمین بار دلتنگت شدم! باز دلتنگ تو.... باز دلتنگ تو ... برگشتم با دلی که خیلی سبک شده برای خیلیا دعا کردم و برای دوسه روزی میرم مشهد هر روز صبح که چشم باز می کنم پروانه های دلم رو می بینم که به سوی وباز هر شب پیله های عشقت رو نوازش می کنم که دلت بی پروانه نمونه... تو همون شقایق معروف سهرابی تا زندگی باید کرد... وقتی از پنجره ی دلم به آسمون آبی خوبی هایت می نگرم احساسی در درونم می گوید کاش وسعت آبی لحظه هایت مال من بو ساموهه یابونیم دل تنگی ام را پایانی نیست و شوق زیارتت آرام بخش این درد باش... برای همیشه جای خالیت رو اینقدر با چشمام اب می کشم تا یه بار دیگه کنارم سبز بشی.... ساعت دلتنگی خیلی هم دلتنگ امروز به پايان مي رسه ار فردا برام چيزي بگو! من نمي گم، فردا یه روز دیگه است فقط مي گم، همون كه بايد به خاطرش زنده بمونم . . . دلم می خواد دستم برسه به همونی که دوستش دارم بنشونمش یه گوشه زل بزنم تو چشمهاش بگم دیوونه این دلم خیلی برات تنگ میشه اینقدر از من دور نباش... از تو چه پنهون جا برای من گنجشک زیاد است ولی.... به درختان خیابان تو عادت دارم ..... عادتم داده خیالت که به یادم باشد .......یاد من هم نکنی باز به یادت باشم.................. یه حبه قند دوحبه قند! برای خوردن یه فنجون چای ... سه چهار پنج....اگه تموم قندونم بخورم کامم شیرین نمیشه؟؟!! اصلا تو بگو....این دنیای تلخ وقتی تو نباشی با یه دنیا قند هم شیرین میشه؟ واژه ها کم اومدن بهانه برای نوشتن ندارم بیا برام لبخندی بزن عشق من... امروزم خبری نیست به جز سیر صعودی دلتنگی های من برای هیچ وقت نتونستم جاهای خالی رو پر کنم قبلاسوال امتحانی بود و حالا جای خالی تو نترس برای وارد شدن به قلبت کفشهام رو در میارم تا مطمئن بشی ریگی به کفشم نیست... دل تنگ بشی تیر بکشی خونم نکشی دیگه به من هیچ ربطی نداره.... اصلا وایستا....فک می کنی میترسم؟! چشم می کشم به خیابون شب نوشته شدچهارشنبه به میدونی اخه دیوونه هاعاشق نگاه کردن به ماه ان.... جانم فدای رهب........نه.. جانم فدای امروز برگردوندحواسم رو سر جاش صدای شکستن چراغهای ماشین ... یه تصادف کوچولو ماندن بهانه می خواد و نوشتن دلیل بهانه از این بزرگتر که برای
روز نوشت روز دوشنبه نه سر دارن نه ته بی هوا میان و میرن! یه وقت وسط یه کار مهم یا وسط خیابون وقتی ازش رد میشم بووووق....اهای اقا حواست کجاست؟؟ سرد میشم داغ میشم...رگ خوابم رو خوب بلد شدن زمینم می زنن. تموم نمیشن تمومم می کنن! خاطرات دیدنت رو میگم. تو فقط می خوام جزء به جزء اون لحظات دوست داشتنی رو ثبت کنم.... همین. تصور می کنم کلاسی که غوغا به پاست غوغا بچه هادوره ات که می کنن هیچ عاشقتم میشن...! اینقدر جذاب نباش عشق من حسودا چشمت میزنن اخر... حتی اگه کفش ادم تنگ باشه زخم می کنه وای به این که دل ادمم تنگ باشه... حالا من دلتنگتم یکشنبه ساعت دلتنگی قلبم مثل شاتر دوربین عکاسی شده! به برای که مخاطب خاص من هستی می نویسم دوستت دارم لطفا سکوت رو رعایت کنین همگی ساکت... می خوام صدای خنده هایش رو بشنوم! زمزمه درس خوندنش خواهش می کنم ساکت.... دلم کوچیکه کوچیگتر از باغ خونه تون ... اما اونقدر جا داره که یه نیمکت بذارم برای تا بمونی برای همیشه... بهانـــه ناتمام مـن ! هوس دیدن و یک عشق تکرار نشدنی! می خواهم پای سفره ی دلم بنشانمت و از دست پخت عاشقانه ام به روحت بخورانم می خواهم من باشم و کاش می شد هوای ات کرد بی هیچ بهانه و سحری! کاش می شد تارهای خیال را تا برای همیشه پابند این عشق ورزی صادقانــه شوی.. مثل نامه ای ولی تو هیچ پاکتی جا نمی شوی جعبه جواهری قفل نیستی ولی وا نمی شوی مثل میوه خواستم بچینمت میوه نیستی ! ستاره ای از درخت اسمان جدا نمی شوی.... عرفان نظر اهاری ویروسی که الان گرفتم با یه مسکن خوب میشه اما...
تموم مسکن ها بی خاصیت میشن
وقتی من صدای ودیدن نشونه ای از با درد من.این و بدون عشق من.... مردا هم قلب دارن ظبط می کنم تموم حرفهات رو نه برای روزهای بی تو صدات اینقدر ارومم میکنه که یادم میره باید نفس بکشم.. این یه اعترافه اعترافی به وسعت قلبم. و به زلالی عشقم. پس با تمام وجودم میگم ساعت رو نگاه می کنم تو تموم ثانیه هایی که نزدیک منی خیلی نزدیک... یقین دارم که یکی از فرشته های خدا کنارم نشسته... تو می خوام یه بار دیگه مـرور کنـم کف دستی رو فرقی نمی کنه مهره سیاه باشم یا سفید چشمهات ماتم می کنند.. این پست رو به اشتباه حذف کردم به خاطر حال خرابم!! امروز تولد وب منه و من اینجوری کردم!!! تولدت مبارک وبلاگ عزیز کلافه کردی منو اخه چرا لبخندهات از همه چیزهای این دنیا به هیچ کس هیچی نگو بذار بین خودمون بمونه ... می برنم تیمارستان اگه بفهمن دیوونت شدم..! خنده ای که از دیدن نگاهت از پشت شیشه بهم دست میده از اون خنده ها که سرو تهش تا پشت گوشهام میرسه....! چشمهات معجزه می کنه این روزها عشق ای کاش راهی بود تا بتونه منو به حتی پر از سیم خاردار و مین... اخ که چه حالی داشت به عشق برای ماهی با سه ثانیه حافظه مادر نمیتوانم کلامی در مورد اش بنویسم و عاجزم فقط از خداوند میخواهم که خـدایا بالاتر از بهشت هم داری..؟ برای زیر پای مــــــــادرم روز مادر مبارک تسبیح رو بر می دارم ذکر میگم دوستت دارم روزی هزار بار... براي پريدن
لازم نيست پرنده باشم همين كه بخندي بـــــال در مي آورم . . . منوکه می بینی ؟
هر روز بیشتر امروز بیشتر از دیروز و خیلی کمتر از فردا... به یادتم تو این دنیایی که هیچ کس به یادم نیست... ممنونم عزیزم که با همه خستگیت هر روز چهل ثانیه میای که ببینمت... چهارشنبه ساعت دیدنت ســـکوتـــت
نیومدنت هم شیــریـــنـه بــرام چـه
کــردی بامن ضربان قلبم تندتند می زنه دل نگرانی هام همگی نذر سلامتی بعضی ها رو نمیشه که دوست نداشت و به عشقشون نمرد تموم پــرنـده های شــهر از راز عشق من خبــر دارن! بَهانــِــہ ها هَمیشہ زیستـَـــن را آســــان میـــکُنند و امروز تَنـــها بَهانہے زیستـَــن مَــــن ای کاش زن بودم تا هر روز از شنیدن جمله چقدر لاغری لذت می بردم... خوش بحالت که پیش خودت هستی... مراقب با تَمــامــ ِ مِـداد رَنگے هاے دُنیــا... بـﮧ هَر زَبانے کـﮧ بدانے یا نَدانے ... خالے اَز هَر تَـشبیـﮧ و اِستعاره و ایهام... تَنهــا یک جُملـﮧ بَرایـَت خواهَم نوشت... دوسـتَت دارَم خـاص تَریـن مُخاطَب ِ خـاص وقتی نیستی میشم ماهی یه ماهی افتاده رو خاک میپرم بالا میپرم پایین تا اگه ..اگه یه روز نیای .... از میانِ همه ی زنهای دنیا ... عزیزم به خدا منم نمی شناسم! این حرفها رو فقط برای پس چرا همه می خونند غیر از با هم بودن کنار یک نفر بودن نیست.. با هم بودن یعنی تو قلب اون یک نفر باشی... دیگه از یه جایی به بعد نمیتونی بذاریش کنار، شده نفس ات مگر اینکه ... قید زندگیت رو بزنی ... عزیزم حق دارم که رو اخه دوستت دارم با همه احساسم... دلم هر روز تنگ به همه دلایلی که خودم میدونم با اجبار اروم میشه باز میگذره ...میگذره تا یه تکرار دیگه... دلَم بَهانـ ه اَتـ رـآ مي گيرَد چقَدر امروز حِس ب ـآ تـُ بودَن دارـَم صدايَتـ دَر گوشـَم مي پيچَد وَ مَن مي گويَـم : جانَـم ... مَرـآ صِدا کردي؟ این عصرهای بهاری، عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد! گـویی... تـو اتـفاق می افـتی؛ و مـن دچـار می شـوم... تـمام "مــن" دارد " دارم زندگی میکنم دلیلشم فقط فقط می گن حو است رو جمع کن... موندم چطوری جمعش کنم؟! وقتی همش پیش تو بآشْ... تآ کوکْ بآشَد سآزِ نَبآشےْ... عَجیبْ نآکوکْ مےْ زَند!!! عزیزم وقتی دلم برات تنگ میشه و اتفاق خاصی نمیفته فقط من ذره ذره اب میشم.. که میخوام برات بمیرم اون لحظه ای که میگم دوستت دارم. اما یه وقتایی قبل از گفتنش من برایت مرده ام و اگه دوستت نداشته باشم دراز می کشم و میمیرم... مردن رفتن به یه جای ابدی وخاموش نیست مردن وقتیه که مث بارون و ابر بهاره مث لحظه خواب ستاره... تو امروزتو بارون یه نفس ِ عمیـق کنار ِ کــاش مــی دونستـــی "جهـــانــم" بـی تو را بی دلیل دوست دارم! ای دل مددی که بی امان گریه کنیم چون ابر بهار و آسمان گریه کنیم امروز که روز رفتن فاطمه است با مهدی صاحب الزمان گریه کنیم بےْ چه فَقیرَمْ!!! مِثلِ اینکه تَمآم هَستےْ ام رآ گرفته بآشَند!!! بــَرامــ هیــ ـــچــ حــِسـی شــَبیــــ ـــهــِ تـو پــ ــایــانــِ هــَر جــُســـتــُجــــ ـــویِ مــَنی... تــَماشـــایِ تــ ــو عـــِینـــِ آرامــِشـــِــ ــهــِ... نمی دونم این روزا چرا دلم که هیچی انگار دنیا برام تنگ میشه در هــــر جغــــرافیـــایے کــــــه بـــــــاشم "جهــــــــــت هـــــــا" تفاوتے نـــــــدارند... تمــــــــام دامنـــــــــــه هــــــــاے من دیـــــــــــوانه نیستم ، من فقط یک جــــــور خــــــــاص ، که دیگـــــران نمی توانند ، تـــــــو حرفی ندارم... توهم چیزی نگو.... بگذار تنها تماشایت کنم... ای زیباترین چشم انداز... روبـــروی ِ پنجـره ی کاری نــدارم ، جــــز .. لَـ ـعنت به هَـمه ے راه هایـے ڪه عُـ ـرضه ندارند مَـرا به تو برسانند! مَـטּ حَـواسِ نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم "دوستتـــ دارمــ امتداد داريمـ در مـن از چـشـمـــان " همه چی آرومه اما.. دل من استثنـــاســت ...! پـ ـس کـ ـی تمـ ـام میـ ـشود شـ ـب هایـ ـی کـ ـه دور از تـ ـو با خیـ ـال چشمانتـ ـ تا سـ ـحر چشـ ـم بر هـ ـم نمیـ ـگذارم... بی تَمـام ساعَتـ هـای ایــن شـَـهر خــوابیــده انــد بیــدار شـَـوید مَگــر نمے بیــنید اینــجا دلے بَرای دیــدنَشــ لَحــظه شـُـمارے مے کُنــَد! خ ـیلـے امـا نمے ﬤونــــَم "خیلے" رو چـﮧ جــورے بنـویســَم کــﮧ " خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلے "
اَگه بِدونـــــــــــــــ ـی چِـــــــــــــــــ ـقَدر خوشحال شُدم اَگه بِدونـــــــــــــــ ـی ... آسمان به زمین بیاید زمین به آسمان برود بازهم دوستت خواهم داشت این نبودنها بی فایده است گلمـ هَوآ آفتآبےْ بآشَد یآ اَبرےْ... فَرقےْ نِمےْکُنَد... بےْ چِشْمْ هآے مَنْ... همیشه بآرآنےْ سْتْ!!! ای تمــــاشایی ترین مخلـــوق خاکی درزمیــــن... اسمانی میشوم وقتی نگاهت میکنم. هــمـین کــﮧمــیـام بـــﮧ خـودم بـگـم هــمــﮧ چـیــز ارومــﮧ مــن چــقــد خــوشــحــالــم یــﮧ حــس درونــی بــم مــیــگـــﮧ غــلــط اضــافــی نــکــن حواسم روپرت می کنم بازم کنار گنجشگهای اطراف خونه هم ... جیکشون در نمیاد مث خودم..!! آفتابی که در نگاه توست وقتی واژه هایم را از دهان ... دو ماهی عاشق می دزدم و بر آب می نویسم ... با حبابهای درشت ... که : دوستت دارم روزهـــآيے ڪـﮧ مے بيــنمــت نـَفـَســمـ ميــگـــِره روزهـــآيےڪـﮧ نـيـســتـے شیرینـ بهانهـ بود
فرهاد تیشهـ میزد تـــــــا نشنـــــــــود صـــــــدایـ مردمانیـ کهـ در گوششـــ میخواندنـــد دوستتـ ندارد ... روز تولد تو
روز نگاه باران ایــنطـــور مرآ نگآهـ نکـــنــ...
سنگیـــنیهـ نگآهتـ شآنـــهـ هآیــم رآ خمـــودهـ تــر مے کند... خدایا ديگـــر دلـَــ ــ ــم در تن ــَم بنــــ ــد نمی
شــــود نگاهــَت را ندزد توكه ميـداني آيه آيه ي زندگي ام از گـوشه چـَشم هـايـَت تلاوت ميشود کلیدهام موبایلم وسایلم همه رو دارم گم میکنم...! کی نوبت خودم میرسه نمیدونم... وقتی احساسٍ بچه ای رو دارم کــــه که رفته تو کوچه بازی کنه اما کسی بازیش نمیـבهٍ خـــدایــــا اینجایی که من هستم تقدیر منه
آتش باشی نمیدونم چرا چشمام گاهی بی اختیار خیس میشه؟ میگن حساسیت فصلیه اره تـــا آســــمان خــیــــال ِ پایان دلتنگی اره وقت نفس کشیدنه چون تو اومدی.. کلّ ِ دنیا را هم که داشته باشی...
گاهي کارت به جايي مي رسه فقط مي خواي بدوني که : خوبه،سالمه،خوشحاله؟؟؟ مثل امروز... هفتمین دلتنگی دلم تنگ شده برای تمام لحظه های عبور از خیابونت.. قلبم رومحکم می گرفتم تا از جاش کنده نشه... خــــــدایـــــا تمـام فعل هایم را به حـالی کـه تــــــــو در آن همیشـه هستـی صـرف کن! محض خشنـودی خـودت بخـواه بـرایم کـه تــــســــلــــیــــــم ات باشـم ... ششمین دلتنگی دلم لک زده واسه اون چهل ثانیه عاشقی هرروزم... من.. نبودنت را تاب می اورم...! رفتنت را تحمل می کنم... فراموش شدنم را ... باور می کنم... اما فراموش کردنت دیگر کار من نیست.... پنجمین دلتنگی روز می رود و بیشتر از هر لحظه ای من دوباره دلتنگ تو میشوم شب می شود و من دوباره نبود تو رو در گوشه گوشه های قلبم زمزمه میکنم هر روز و شب من به یاد توام ای وجود من میمانم در انتظار ، در این گریه های بی ثمر، اما بی تو به سر نمیشود... گلوله از دکمه ی پیراهنم گذشت.. روبروی هم ایستاده بودیم. که چشمانت ماشه را کشید من ایستادم ایستادم ایستادم وقلبم به سمت باروتت بو می کشید حالا ماه هاست خورشید از سوراخ سینه ام طلوع می کند غروب می کند ومن هنوز شوق دوئلی دیگر را دارم چهارمین دلتنگی دلتنگـــــ ـمـ ـــــ ... هـــــ ـمـ ـــــینــــــ ! و ایـــــ ـن نیـــــ ـاز بهــ هیچــــــ زبانــــــ شاعـــــ ـرانه ایــــــ نـــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـدارد ... سر به هوا نیستم اما نگاه به اسمان دارم. همان اسمانی که تو شاید لحظه ای پیش به ان نگریسته باشی... سومین دلتنگی اره دلم تنگ شده ولی فدای سرت.. مهم اینه که بهت خوش میگذره و من خیلی خوشحالم... دومین دلتنگی وحالا بارون بر لبه پنجره احساسم مي نشينه و چشمام رو نوازش مي کنه تا شايد از لحظه هاي دلتنگي عبور كنم بهار .. تابستان .. پائیز .. زمستان چه فرقی دارد ؟؟ وقتی تو در دلم مدام بذرِ عشق می کاری در دلی که هوایش هم در دستِ توست گویی که خدایِ دلم شدی و چه قشنگ ساخته ای هوایِ دلِ مرا چه معتدل!! چه گرم !! چه بی غبار!! هوایی که هیچ زمستانی .. سردش نمی کند و هیچ پائیزی .. خوابش نمی کند و هیچ تابستانی .. کلافه اش نمی کند عجب هوایی ساخته ای در دلِ من هوایِ همیشه بهاری که در آن دلم در کنارِ دلت ... تا همیشه می خندد... فردا یه روز دیگه است که باید تلف کنم ... وقت هام وقتی تو نیستی از هر چیزی بی ارزشتر می شه... لحظات بی تو بودن رو با هر چیزی عوض می کنم. اگه میدونستم این سالم می خواد از اولش با دلتنگی شروع بشه تحویل نمی گرفتمش... اولین دلتنگی دلم امروز بهانه ات را می گیرد ... بهار اومده ولی بهارمن رفت و زمستون شد روزگارم ... خدا جون مواظبش باش به خودت سپردمش سالم برش گردون... اخرین شب من تو سال 90ساعت خوشحالی چون یک سال از سالهای انتظارم کم شد.. برای عیدی امسالت یک سبد ستاره چیدم تکه ای ازماه ویک شاخه نیلوفر سال تحویل میشود و من برایت لبخند می زنم... بهار ثانیه به ثانیه ار راه میرسد بهارم عیدت مبارک کاش برایم کمی حرف میزدی.
خيلي خوبه كه آدم ستارشو ببينه ستاره اي كه تنها گل روي زمينه می شنوی که دیگر نه پیامبری است نه اعجازی... که دوره اش تمام شده.. ولی من هر روز وهر شب معجزه می بینم همینجا.. وقـتـی کـه بـودن هایـش ! بـهـشتـی بـپا مـی کنـد در مـن . . . نفس هایش جهنمی بپا می کند در من.. پیامبری می شود که اسان اعجاز می کند وبهشت وجهنم را ازاسمان می کشاند در من.. قطره قطره قلب کوچکم آب و دانه تو می شود. ریشه های تشنه ام توی حوض خانه خدا آب می خورند.من همیشه خواب دیده ام، ولی ... اخرین شنبه ساعت تنهایی
در رو باز می کنم ونفس می کشم فـرقـی نـمـی کـنه کجایی... از هـر سـمتـی نفسهات پر می کنه ریه هام رو. کـافـیه تـصـور کـنـم کـه پـشـت هـمـیـن پنجره ای . . . که کنارمی... اونوقت می بینمت حست می کنم... خیلی بهتر از کسانی که اینجا هستند ولی نیستند..
فـکر نـکـن حـرفـی نـداشتم بـرای گـفـتـن . . . بـه چـشم هـام کـه زل زدی دیدی کـه پـر حـرف تـر از همـیشـه ام هـمـون قدر عاشق... هـمـون قـدر دلتنگ... هـمـون قـدر حریصت... هـمـون قـدر بـی تـابـت... امشب ساعت عاشقی واخرین باری که دیدمت تواخرین جمعه نود...
لرزش صدام رو سرما بهونه می کنم... اما لرزش قلبم رو جز تو بهونه ای ندارم... هـوای ایـن رو کـرد ام کـه امـشـب روبـروت بـشـیـنم تـو بـرام بـخنـدی و مـن دونه دونه خـنده هـات روبـبـوسم،وبگذارم کنار. شـب های سـردی کـه روبـرومـه روبایه دلخوشی بزرگ گرم می کنم . . . و خنـده هـات تموم دلـخوشـی هـا را بـرام مـی اره ، بـرام بـخـند... ساعت دلتنگی اخرین پنج شنبه سال نود... هربار که تو می خندی ، تعادل این شهر به هم می خورد ... اما تو بخند زندگی را برای از نو ساختن ، بهانه ای باید . . تـن تـو آهـنگی است و تـن من کلمه ای است که دران می نشیند تا نـغمه ای دروجود اید سروده ی که تـداوم رامی تپد... در نگاهت همه ای مهربانی هاست... قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد. ودر سکوتت همه صدا ها فریادی که بودن را تجربه می کند... شاملو....... سلام عزیز جونم روزت قشنگتر از همیشه باشه امروزم رو هم با شوق دیدنت شروع کردم . تا وقتی که بیای مدام چشام خیره به اون ور خیابون بود.. دیشبم مث هر شب همش از خواب می پریدم چشمامو وا نمی کردم که نبینم هنوز شبه و تا صبح خیلی مونده.. هوا هنوز سرده ولی این گرمای دوست داشتن تویه که گرمم کرده... قلبم از غصه ی نبودنت نیس که انقد تند می زنه و میخواد از جا کنده شه...واسه اینه که بودنت رو حس و لمس می کنه من تنها نیستم...تو پیشمی..ابجی پیشمه و مث همیشه دوسم داره به دلم بگو نگیره...بگو آروم باشه چنتا دوسم داری ؟ حتی اگه یه دونه دوسم داشته باشی بسه ولی من قد قد..بگم ؟ قد خدا دوست دارم... نمیدونم چرا پدر مادرها این روزا وقتی خواستگار میاد نمیگن چقدر عشق تو قلبش داره... میگن چقدر پول تو حساب خودش وباباش داره؟ عشق شده بی ارزش ترین حساب دنیا... عشق مثل خدا است یکی و لایق پرستش... ومن هردورا میپرستم... فرشته جان حرفی برای گفتن ندارم.... حرف های گفتنی هم که نوشتنی نیست.... هست؟! فقط میگم دوست دارم...علی
در یک روز بهاری... تو آمدی... به پاکی یک قطره ی باران... به طراوت عطر گل ریحان... تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم ؟ شب از هجوم خيا لت نميبرد خوابم تو چيستي كه من از موج هرتبسم تو بسان قايق سرگشته روي گردابم... تو از تمام ِ دلخوشی هایِ دنیا یک خورشید داری .. در چشمانت ! باور کن .. نگاه کن و ببین که بزرگترین ارزوی من چقدر کم حرف است... تو..... باز امشب ،مث هر شب سر ساعت دلتنگیم دلم زنگ دیدن تو رو میزنه ،دستم رومیگذارم روش تا بلکه صداش قطع بشه اما بی فایده است... اعتراف میکنم که چقدر، چقدر،چقدر خود خواهم... وتنها ،به اندازه دوست داشتنت زیاد... دریای من میخواهم امشب درونت غرق شوم، تا امواج وجودت مرا درون خود ببرد تا با تمام وجود تو را حس کنم با تمام وجود اگه دیدنت نباشه دیگه چشمام رو نمی خوام زنـدگي جيره ي ناچيزي ست مثل يك فنجان چاي و كنارش عشــق مثل يك حبه ی قند زندگي را با عشــق نوش جان بايد كرد ... ! میگن هرچی به عشقت بگی دوست دارم اون بی تفاوت تر میشه وتوعاشقتر.ولی من...دوست دارم عاشقتر بشم حتی اگه روز به روز از چشمات . بیفتم پس دوستت دارم...عشق من زندگی باید کردگاه بایک گل سرخ گاه بایک دل تنگ گاه باسوسوی امیدی کمرنگ زندگی باید کرد گاه باغزلی از احساس گاه باخوشه ای ازعطر گل یاس زندگی باید کرد گاه باناب ترین شعر زمان گاه باساده ترین قصه یک انسان ...زندگی باید کرد گاه باسایه ابری سرگردان ...گاه باید روئید از پس ان باران گاه باید خندید بر غمی بی پایان لحظه هایت بی غم روزگارت ارام... چوبکی بودم بی نام و نشان... رای من به تنها کاندید قلبم فقط خود خودت این روز ها از کنار من که میگذری احتیاط کن هزاران کارگر در من مشغول کارند قلبم را دارند تعمیرمیکنن اندکی تاب بیار، خوش اومدی چایی اماده است به افتخارت مانده ام چیکار باید بکنم همین جا ، به زمین دوخته شده ام کجابرم... میدونی، امروز همون جا کنار خودم ده دقیقه مونده به چهار ازخداچی خواستم .... امشب ساعت بیقراری عزیزانی که میان وهیچ نظری نمیدن برن اون پایین چند تا صلوات برای سلامتی خودشون که بفرستن.... مهربانم!
شرمنده ام بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !
بعضـــی ها بی نهایتــند ! بارون وتو چقدر به هم شبیهین... وابرها...وابرها چقدر به من... امروز داره بارون میاد واین بارون فقط برای تویه ... گل صد برگ وارومم صبح که از اینجارفتی خیس شدی بوی گلبرگهات تموم کوچه رو برداشته سیر نمیشم از نفس کشیدن ....
این بیقراری ها تقصیر چشماته ای که نمیبینی توقلب من جاته حرفامو باور کن حرفی بزن با من این حس دلگیرو با یک نگاه بشکن بهترین کنسرت دنیا شنیدن صدای توست بهترین برنامه دنیا دیدن نگاه توست ومن برای همیشه صندلی جلورا رزروکرده ام... بازامشب گل نازم دلتنگ نگاهت شدم.باز چشم به راهت راهی که فردامیای. میدونی که دیوونه ای اون چهره ماهت شدم پس بیشتر نگام کن بیشتر عاشقم کن... شب ساعت دلتنگی من اگه عاشقت نباشم ازخودم سیرم می خوای بدونی چی هستی 777رو در260 ضرب کن حتما ضرب کن کاش میدونستی چه لذتی داره وقتی تورو میبینم صبح جمعه پنجم اسفند


که کنارش بدون هیچ دلیلی ،
فقط به خاطر اینکه کنارشی ! خوشحالی ....
تو سخت ترین درد دنیاست


دوســــــــــــــــــــت دارم
تو زیادی دوس داشتنی هستی...
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
و ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭوﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ . . .
تویی...


تویی می ایی بهار می شوم
تو تا ابد پاییز خواهم ماند..

تو بنویسم..


تو نیست...
تو میرسم تب می کنم..
تو نیست ..
تو بهشون چسب بزنی..
تو گرفته باشی


تو...


56
این نه قابل محاسبه است
نه قابل شمارش
حتی نمی تونی میزانش رو تخمین بزنی !
بی انتهاست تا وقتی هستم
تا وقتی هستی



تو که باشی هر روز رونه


تو



تو چه میفهمی از روزگارم؟؟
تو می تپه...دوستت دارم
تولدت مبارک



تو بودن تو این شهر چه کنم..؟


گاهی باید دستاشو بگیری تو دستت
و فقط یه جمله بهش بگی
تو بودن حاضرم همه دنیا رو بدم"
تـــو مـیخـنـدی...



تو





تو رو میده..
تو هستی زندگی باید کرد....
کنار تو چقدر حال من بهتره...
تـــو
منو
“برداشــــت”
کجــــا مـ ـی بــره نمـــ ـی دونم...



تو تا من بهشته...نقشه برداری ساعت ۱۱

تو


تو میخندی
تو هستی ومن 


تو سنگ رو هم نرم می کنه
تو


تو
تو قشنگه..
تو توشون نیستی


که من هنوز
از میان ِ عکسهای تو
تکههای خوابهایم را
جستجو میکنم !
کیستی تو
که اینگونه
بیخیال ِ خیالم میشوی،
دور میشوی،
نزدیک میشوی
ماه میشوی
مِه میشوی
کیستی
تو !


هستی ......شک نکن.
تو عاشقتم فرشته شی جونم.از طرف علی شیت.





مــــــــــــــــا" 




عشق
من روزت مبارک
تو برام دعا کـن کـه هرگز بی تو نخندم


ام یا باهات حرف میزنم
هر کی بجز تو
کمرنگ و گمه...
تو رو می افرید
تو می بندم
تو رو از من بگیره..


در گــوشـت چـــــيزی بــگم خـــــــــــــــــدا !
ايــــــن يه اعــتـرافه
مـــــــــن بـــی اون دووم نمــی ارم
حتــی یــک روز..
تـو برا قلبم
تـو برا چشمام...


هــــــمـــین !
و ایــــــن نیــــــاز به هــــیچ زبـــان شاعــــرانه ای نــــدارد …



تو.....
فقط واسه همونی که..... 
تو که نیستی غم با منه
تو این دنیا که تو چنگ منه
اومده و رفته و من ندیدمش
که صبح از اینجا رد شدی...


دارم میمیرم از غمت
یه روز بیا ببینمت
یه روز بیا که سینه ام
پر بشه از عطر تنت
یه روز بیا ببینمت
بجون هرچی عاشقه یه روز بیا که بوت کنم
تو
رو با چشم عاشقم دوباره روبروت کنم
سر بزارم رو شونتو بازم بشم دیونتو
دل دیگه جون بسر شده
ازبس گرفته بونتو
دارم میمیرم از غمت..
وقتی نیستی همه نیستن!
نه اینکه نیستن هستن
ولی مث
تو نیستن..


رو می گیرم
ای کاش بودی و می دیدی که با دلم درگیرم ...

انگار نه از یه شهر دور
که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه
لحظه ی دیدن می رسه
هر چی که جاده س رو زمین
به سینه ی من می رسه..
اگـه جـونم
تـو بــــاشی ...


تــــــو
تو که نیستی


برای
تویی که همه لحظه های منو پر کردی...
تویی که نمیتونم بهت فکر نکنم...
تویی که نمیتونم فراموشت کنم...
تویی که عشق واقعی من هستی و خودت خبر نداری...
تویی که همه آرزوهای کوچیک و بزرگت بزرگترین آرزوهای منه...
تویی که دلم میخواد مال من باشی اما نمیشه..
تویی که نمیدونم دوست داشتنم رو چطوری باید بهت نشون بدم...
تویی که نفسم از وجودت سرچشمه میگیره...
تویی که هیچکس عشقم بهت رو درک نمیکنه..
تویی که نگاه کردن به
تو برام عبادته...
تــــــو گفتـــن
واژه ها کـــم می آرن
وقتی دیـــگه گنـــگ و گیج و مبهوتـــ
پی توصیفی از تو
ام،
زیـــبا . . . کوتـــاه . . . عاشقانهـــ :
دوست دارمتــــ
![]()
![]()
![]()
تنگ شده هارا کجا بتکونم برای
تو؟
که نه
..


بعدترها ثابت می کند...
در روزهای بارانی ؛
جای خــــــــــــــــــــــالـــــــــــــــــی
آدم ها
بزرگتر می شود....!دیشب بارون اومد به یادت زیر بارون قدم زدم تنها میفهمی تنها..![]()
تو نوشتم
دوستت دارم
جونم
برات تنگ شده...![]()
![]()





دوست دارم

ـ



دوری و این ثانیه ها از جای خالی ات بیم دارند !
دوستت دارم



تو فکرم...
کنج قلبم...
تو رویام...
تو هر ثانیه ام...
بی اینکه حضور داشته باشی!
همین برا کم شدن این همه غصه کافیه! هر چقدرم که نباشی! هر چقدرم که همه بخندن!
من اینطوری آرومم...! 
دیگه به هـــــــــــــوا هم نــیازی ندارم !!!
♥تــــــــــــــــــو♥ خــــــودت رو ...
مثـــل آســـمـــون ...
مثـــل هــــــــوا ...
مثـــل نـــــور ...
پهن کردی روی همه لــحــظه هام...!
خودت میدونی و باز هم منو تو حسرت دیدنت میذاری…


دروغ چــــرا؟؟؟؟؟
خــیلـــــــی زیــــــــــاد
تــو
را میــــــــخواهــــد...
به تو
برسم در بیداری
در یکی از همین کوچه ها که لبخند را فقط می شود
به لبخند ت برسم
و در یکی از همین کوچه ها ی خالی از معجزه
چون هزاران هزار اتفاق تکراری


رو بی تعارف
تو میشم بلکه دریا شم..

پرنـــــــده کـه می خونه...
و نســیــم که می وزه
بـــا خودم میگم
حــتمــا حـــــال تــــ♥ـــو خوبــه که دنیا اینهمه زیباست...


خودمو تک وتنها میبینم
رو اونجا میبینم...دوست دارم کجایی؟دلم می خواد ببینمت..
اگر داشت ، من دیو کوچکی بودم که عاشقانه تو
را دوست دارد …
.


با همـ♥ــﮧ فــرقــ دارے
و بقیه …
ا
تو وایستادم برای جاری شدن باتو
؟..
داشته باشه
هستی....
باشی...
نمــی خوای 1 تـَقـَلـُب برســونی دختر؟

داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...

تو دیدم باتموم دل درد و پیچش ناهنگام
تو یعنی اسمون یعنی زمین
تو تموم من تموم احساسهای بی دریغ دوست داشتن


که عزای بودن و نداشتن رو
باید سیاه بپوشم یا سفید
چه کسی می دونه من با این درد که نمی کُشـه
اما دیونه ام می کنه
چه کار کنم؟؟؟؟؟؟
من که هیچ نمی دونم
هیچ... هیچ... هیچ...
نمیدونی بی توشب هاچه جوری خوابم رفت
عشق یعنی تاابدبی سرنوشت
عشق یعنی زندگی تازیرصفر
نمیگم نامهربونی یاکه شیرین زبونی
فقط اینومیدونم همونی که میخوام بمونی... دیگه از اینجا اومدنم خسته شدم از نوشته هایی که نوشته میشن و خونده نمیشن.خسته ام خسته از ندیدنت .... 



تو رو اواز میخونه
تو باش!نه برای اینکه در دنیا تنها نباشم...
تو باشی...
چــطـــور به صبـــح برسونم
تموم شبهایی که به جرم ندیدنت برام
یلدا میشن....
تو؟ برای
تو؟اخه تو که حرف نداری پس چی بگم...


تو نگاه کنی
تو که بد جور
تو زندگی چیه....
حالا هی بیا و برو و روی این زخم کهنه
تو رو با دنیا عوض نمی کنم....
گنـــــــــــاه باشد
یا اشتــــباه
گناه می کنم ،
تـــــو را
حتــــــی به اشتباه …..!

تو نگاه می کنی
کار من اه کردن است
ای به فدای چشم
تو این چه نگاه کردن است ؟ 



تو رو نمی خوام
تو...
"تو ابر باش و من آفتاب
لبخند هایت برایم....
خوش بحال صاحبشان...
با دنیا عوض نمیکنمش...آن لحظه را...


خیـــلی بیشـــتر از اینــا می ارزی...



تو هم منو دوست داشته باشی....
رو مـی شـنـاسـم
تو بشینم نه جای دیگه...
شروع کردم می نویسم
تو می خوام نه چیز دیگه...


تو ولبخند
تو بگم
یکی هست که :
تو دعا میکنه بعد برای خودش
تو
تو میبینه....
تو حوای من نباشی پس ادم بودن من به چه دردی میخوره....؟


تو رو به چشمهام نزدیک کنه....روزهای ندیدنت خیلی زیاد شده.....
تــــو ؛
رایـحه میدی بـه عـطـر ی که می زنی
طـعـم میدی بـه خـوراکی که می خوری
مـعـنـا میدی بـه کلمـه های بی ربط من.
.
تو رو
تو....


تـو کــــہ وقـتــــے روے مـاهتـــ بــــہ مهمـانــے چشمـــانم مــےآیـد...همــــہ چیـز از چشمــم مــےافـتــــد...تــو کـــــہ در پـنـــاه بودنتــــ...
از هیــچ نمــےهــراسـم جـز نـداشتنتــــ...بـا تـو کــــہ آرام مــےشـوم...بـــــہ هـر سخــــن از صــداے تـــو...و دلــــــم مــےلــرزد...تنــدتـــر مــےتـپــــد...بــــہ هنگــــام آטּ لحـظـــــــہ ے اوج...
تــو کــــہ عـاشــــق تـــوام...تــو کــــہ مـعـشـــوق مــنـــے...تـو کــــہ هـر لحـظـــــہ از لحـظـــــــہ هـاے عـشـــــق...مـعـنــے خــوش عــاشـق بـودنـــے...هـر چـقـدر از تــو بگویــــم هـم کـــم استــــ...تـو بـارونــے صــد هـزار سـالــه اے...امـا مــےگویــم تـا همــــہ بداننـــد...مــےنـویسم تـا همــــہ بخوانـنـــد...تــو کیستـــــے کــــہ تـــو را...اینـچنـیـــن عــاشقــــم...ایـــטּ چنـیــــטּ،
عــــاشقـــــم




تو تغییر دادم
تو هم دلت تنگ منه . . .
تــو رو تو روز ھــم


صبح میـشه ،شب ها بدون اون!!
این نــــبض زندگی بـــــی وقفه میزنه...
فرقی می کنه؟،با اون. . .یا بدون اون!!!
دیــــــــــروز گرچه ســــــــــخت...! امروز هم میگذره . . .!!
طـوری نمی شه ، !!!.....یا زندگی نمیشه...؟
تو با لبخندت قلبم رو



آسمون به زمین ..
حواس ام نه پرت شیطنت ستاره ها می شه ..
نه دلربایی گنجشگای باغ ..
محو چشم های
تواَم همیشه...


به انتطار اون روز.....
تو خالیه


تو خیلی بیشتر از دعا...........
تو پرواز می کنن
تو هستی



تو روز ديگه ای هستي
تو فرداي مني
که شروع میکنم شمارش تک تک ثانیه هابرای یه بار دیگه دیدن تو..


تو
رو.....

به زمینی که
تو رد شدی ونشونه ای جا مونده از
تو
می خندم
به این همه تنهایی و انتـــظار ...
این مکانی که هستم بعد از تو
فقـــــط دیوارشیشه ای است
و تکه کاغذی که خط می کشم
نیومدنت رو...
تو نگاه میکنم و سیر نمیشم از نگاه
تو....!
تو بنویسم؟
بگو دیوونم ندید بدیدم نمیدونم هر چی می خوای صدام کن..
تو توش هستی...
تو که میرسه تند تند میزنه
تو 
تو
تو را دارم
تو و تمام آرزوهایم.
دورت تنید

تو رو کم دارم.
تو
تو معجزه میکنه
هیچ چیزی از
تو نمیخوام...
فقط صداش، یواش تر از صدای قلب یک زنه
مرد ها هم تو خلوتشون برای عشقشون گریه میکنن!
شاید ندیده باشی؛ اما همیشه اشک هاشون رو تو آلبوم دلتنگیشون قاب میکنن!
بودن
دوستت دارم تا خدا...
ساعت همیشگی کـه عادت کـرده ام
پشت همون
پنجره ی شیشه ایی تموم قـد
وایستــم
بـرای دیدن عبور
تو
کـه فقط به عشق این لحظه زند ه ام
تو این شهر پسری هست
دیــوونـه !
کـه انتظار اومدنت رو
لا به لای یکی از همین روزها
می کشــه ... .
فرشته ی زندگیِ منی!
کــهتــو
رو به سرنوشتم چسبـوند
پیـدایت کنــم و بکشمت بیـرون ...
بگذارمت رو بـه روم
و بـه
تــو بفهمـونـــم
کـه من بیشتـر از این سرنوشت نیازت دارم..
با اولین حرکت
قشنگتره؟!
تو که نمیدونی چه مزه ای داره
من...
تو برسونه
تو رفتن روی مین...


تنگ و دریا یکی ست!
دست من و شما درد
نکند
که دل ِ تنگ آدم ها را
با یک عمر حافظه
توی تُنگ می اندازیم
و
برای ماهی ها دل می سوزانیم...!!
می خواهم
دوستت دارم ...
دوستت دارم
دختر...؟
تو
با هر حرفی که میزنند، قلبت میزنه و لبخند میزنی.
با هر غصه شون غمگین میشی و اشکت میاد.
با بودنشون شاد میشی و با نبودنشون غمناک !
بعضی آدمها چه بخواند، چه نخواند
... ... ... چه بخوای چه نخوای
عزیزند، عزیز میمونند...
از روی سیـم های تلفن ، جـم نمی خــورن!
گـوشـی رو كـه بــرمـی داری
سیـم هــا ، گــرم مـی شــن!
صــدای
تــو كه مـی پیــچـه
بـه خــط مـی شــن...
همدیگر رو می بوسن....حیف که خیلی منتظر میمونن....
تُــ شــُـده اے
که نتونستم تو
چشمهات نگاه کنم
خواستم امشب رو راحت بخوابم...
خودت باش..
تو بیای و منو بندازی توی اب و بری
فقط کافیست پای
تو در میان باشد!
نمیدانی برای تو،مرد بودن و عاشق بودن چه دنیایی دارد ..!
دوستت دارم ....
فقط واسه همونی که..... 
یه سلول می گردم که درگیر
تو نباشه خدارو شکر نیست...
تو فرشته دیگه ای میشناسی؟
تو می نویسم...
تو...؟


تو حساسم
تو میشه
تـــو" می شـود...
تویی
یه...
دلَمْ!!!
تو نیستی
..
تو نمیدونی ...
فقط واسه همونی که..... 
تو رو دوست نداشته باشم....
رو دوست دارم ...

تو.. همه ی عطر ونفسهات رو حبس کردم توسیـنم
برای روز ِ مبادآ ..
تـــو،بــدون "الـفــ" اسـت...
اندازه نگیر ...

تو...
تـ ــو نیــســـتـــ...
تو زیبـــ ــا تــَرینـــ آرِزویِ مـــ ــَنی...
دلم زود به زود برات تنگ میشه؟!
...
دلـــــــــــم رو به سمت"خنــــــــــده هـــــــاے "
توست
را دوست دارم !!
اتاقت
چـــادر میزنم !
بی تفــاوت به همه
زنـدگیم رو پهن میکنم
روی سنگـفرش خیابون
اون وقت میدونم
دوست داشتن ِ
تــو ... ! 
فاصـ ـله ها را پَـرت میکنم
تو فـَقط بیـ ـا...!
تـ ــــــــو ..
فقط واسه همونی که..... 
تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی.پنجشنبه ساعت دلتنگی
به اضافـه ی ســه نقطه!!!
تـا بدانـی من و دوستتـــ دارمـ هـایمــ
تـــو
تــا هميـشـــه
درستـــ مثل همين سه نقطه ... "
تـــو " چـیـزی نـمـیـخـواهَــم . . .
بــه جـــز ،
گــــاهی . . .
نــگــاهـی . . .
اشـتـبـاهـــی ...

تو
عمرِ آرامش
کوتاه می شود
مثلِ خوابِ پروانه ها
...
ﬤوسـِت دارم
خ ـونـده بشـﮧ !!!


تو...
فقط واسه همونی که..... 

تو می افته چیکار کنم !!!
گلم وقتی نیستی
مرا به ظهرترین تابستان می برد
هواشناسی حق دارد..
....سخت ترین زمستانها را پیش بینی کند
تو نباشی!
نام
تو ،اگرچه بهترین سرود زندگیست
من تورا
به خلوت خدایی خیال خود:
"بهترین بهترین من" خطاب می کنم،
بهترین بهترین من!

دِلــَمـ مے ــگــيرَه
خوش به حال خدا
که لحظه به لحظه با تو
حرف میزنه


بر شوره زار تشنه
بر این دل بیابان
روز تولد تو
گویی پر از خیال است
یاس و کبوتر و باد
در حیرت تو خواب است
تولدت مبارک
فقط واسه همونی که..... 

به دادَمــ بــــرس . . . !
چـَشمهايـَت را نـبند 

وقتی هستی...
دوست داشتنم رو مرور می کنم..
حواست هست !
صدای هق هق گریه هایم..
از گلویی می آید كه تو از رگش به من نزدیك تری!!
خــدا . . .


یا تقصیر من...
دریا بروی
پارو
.
.
.
تو همیشه درست پنداشته ای
دل من
شبیه تکه سنگی است
که می خواهم
تو با همه خستگی هایت
یک لحظه
به من تکیه کنی ..
نفسی من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم...
دوستت دارم نفسم

تـــو چقــــدر راه اســــت؟
دو بـــال بـــرایــــم کافــیـــســــت؟
مـــی خواهـــــم به هــــوای
تــــو
ـــ در هــــوای
تـــــو ـــ
اوج بگیــــرم!
منــتــــظــــرم مـــی مــــانـــــــی؟؟؟
فقط واسه همونی که..... 

باز هم دلت میخواهد ، بعضی وقتها...
فقط بعضی وقتها...
اصلا" برای ِ یک لحظه هم که شده، همه ی دنیای ِ یک "نفــر" باشی...







یادش می اید که رفته ای ...
دل است دیگر ...
خیلی تو را می خواهد !!!!



و اینجا کسیست که به اندازه تمام شکوفه های بهاری
دوستت دارد
این روزها دلم صدای تو را کم دارد.
صدای پای بهار شنیده می شود
اما دل من بهاری جدا گانه می خواهد..

خواب دیده ام دست های من آشیانه تو می شود.
میوه ام:سیب سرخ آفتاب.برگ های تازه ام:
ورق ورق نور ناب.خواب دیده ام، شب ستاره ها
از تمام شاخه های من تاب می خورند.
راستی ، هیچ فکر کرده ای یک درخت توی باغ آسمان
چقدر دیدنی ست!ریشه های ما اگرچه گیر کرده است
میوه های آرزو، ولی رسیدنی ست.







فقط واسه همونی که..... 


چقـدر پـر می کشد دلـ♥ــم
به هــــــــوای تـو
انگـار 
تمام پرنده های جهان
در قلبـــم آشیانه کرده اند 


دگر اسمم شد چوب سحر آمیز...
سحری که فقط دو نفر شاهد آن است
خودم و خودم!
یا
خودت و خودت...
ای عالم سحر انگیز
فرشته ی من را میشناسی؟

تا تو را رسم کنم!
تا تو را نه ...
بودن پیش تو را وصف کنم ...

که هیچ وقت، مهربونی هات رو ننوشتم
اما تا دلت بخوادخودخواهی های خودم و دلتنگی هام روهی نوشتم
منوببخش
کاش می تونستم
صدات رو، نگاهت روهم بنویسم!
بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده !
دیده ای ؟!
... ... شنیده ای ؟!



私はあなたを愛て
| яima |

