천사 لوس زشت بی نمک 천사


عشق یعنی آرامش محض ....آرامش با تو بودن
آرامش از تو خواندن....
آرامش اینکه در نگاهت , حلقه ای پر از عشق راببینم 
آرامشی ک ...
خلاصه ی عشق همه آن است ک ب تو بستگی دارد 
فقط   ب  تو !!!...

275

 

جام چشمــــــــــهایت را


با عشـــــق،

یک جا سر کشیدم

و تــــــو چه بی هــــــــوا...

تمام هستی ام شدی....

دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ ,

خیلی شلوغ ,
وایستم اون وسط نگات کنم!
بگم اینارو میبینی؟
بگی آره!
بگم تو هیاهوی همه این آدما ,
بازم من چشمام فقط دنبال تو میگرده ,
دلم برای تو تنگ میشه... ♥♥
صداهاشونو می شنوی؟
بگی آره!
بگم تو اوج همین صداها دلم دنبال صدای تو میگرده... ♥♥
بگم حالا چشماتو ببند ,
بگو چه حسی داری!
بگی انگار گم شدم بین یه عالمه غریبه ,
بگم اگه نباشی گم میشم بین یه دنیا غریبه ..... ♥♥

 

عشق من نهمین ماه گرد ازدواجمون مبارک

 

تاريخ 93/01/05سـاعت نويسنده علی❤

 میدونم با تو این خوشبختی
میتونه تا همیشه باشه
تا همیشه سایه عشقت
هر جا میرم دنبالم باشه...

حضورت در قلبم مث نفس کشیدن است

آرام ....بیصدا.....وهمیشگی...

هیچ اتفاقی در دنیا مهمتر از انتخاب یک همسفر برای بقیه عمر نیست. عزیزم و همسفر دائمی من، ششمین ماه گرد پیوندمون مبارک.


دستهایم را که میگیری...

حجم نوازش لبریز میشود

گویی تمام رزهای زرد باغها با دستهای بی‌دریغ تو برای من چیده می‌شوند

و قلب من پرنده‌ای می‌شود به پاکی بیکران نگاهت پر میکشد

و در آن وسعت بی‌انتها در خاکستری اندوه ابرها گم می‌شود.

دستهایم را که می‌گیری...

نگاهم این قاصدک های بی‌تاب هزاران شور در آبی فضا رها می‌شوند

و بغض گریه‌ها از شنیدن نفس زدنهای روح زیر هجوم آوار سرنوشت

بی‌صدا شکسته می‌شود.

دستهایم را که میگیری...

عبور تلخ زمان را دیگر نمی‌خواهم که باور کنم!...

فکرم پر شده از خیــــــــــــــــال تــــــــــــــــو
اینجا که نیستــــــــــــــى
زندگی ام تا اطلاع ثانوی تعطــــــــــــــــیل است.

عشق من…
پادشاهی کن!
تـــــــــو ملکــــــه ی قصر دلــــم باش و
من مرد قلمــــرو قلبــــــــت

ما با همیم پنجمین ماه گرد ازدواجمون خیلی خوشحالیم...۱۵۳

تاريخ 92/09/07سـاعت نويسنده علی❤

هر چیز زیادش  ضرر دارد
اِلا تو
فقط باش
هر چقدر باشی،
 باز هم کم است...


 123       دوستت دارم

لحظه های بودن در کنارت زندگی بخشه...زندگی به وقت عشق

117روز عاشقی

تموم خوبی حس مالکیت اینه که

از کسی که دوستش داری بپرسی

تو مال کی هستی

اونم با تموم وجود بگه فقط مال تو

تاريخ 92/07/30سـاعت نويسنده علی❤

101


اگر تو نبـــودی

مــن

بی دلـــیل ترین اتفـــاق زمیـــن بــودم.

اما تو هـــستی

و مـــن

محکـــمترین بهـــانه ی خلقت شـــدم ...


به جز برند نام زیبای تو هیچ نام دیگری به تن پوش قلب من نمیاید


جـــز تـ ـ ـ ـ ـو...

تـــمومــ دنیـــا...

پـــــــــَـــــــــــر!

76

توروووووووووووووووووو میخواهم....

بیشترازاونچه ک ...
تصورش رو میکنییییییی...

برای من

همین از تو گفتن هاست

زندگی

66

دوستت دارم” هایت را به کسی نگو
نگه دار برای خودم
من جانم را
برای شنیدنش
کنار گذاشته ام . . .


یه ده روزی رفتیم مسافرت دو نفره خیلی خوش گذشت
60
چقدر دوست دارم باخيال راحت ...
يك نفس عميق بكشم ...
نفسي كه پر باشه
از بوي آرامش وجود تو ...

اغوش تو هیچ بعدی ندارد

واردش که میشوی

زمان بی معنا میشود

بی انکه نفس بکشی روحت تازه میشود..

سومین روز از هفته شیشم

تاريخ 92/05/14سـاعت نويسنده علی❤

اخرین روز هفته سوم

تمام امید یک آسیابان به وزش

باد است که آسیابش بچرخد وگرنه از کار می افتد

یادت باشه قلب من آسیاب است و نفس های تو همون باده .


19روز کنار هم...

یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر...

همین که دستت رو آروم بگیره

یه فشار کوچیک بده

این یعنی من هستم تا آخرش

همین کافیه!


بگذار زمونه  از حسادت بترکه..

انگشتای من...

چه به انگشتای تو میاد...

17

پس می زنم لحظه ها رو

تا برسم به بلندای آغوش ارامش بخش تو
که در آغوشم بگیری
و
من...
دنیام رو ببازم در پس عطر تنت
..!

15روزه باهمیم

عشق من

خیالت برای همیشه راحت..من به جز اغوش تو

حتی به دیوار هم

تکیه نخواهم کرد..

تاريخ 92/04/21سـاعت نويسنده علی❤

هفته پیش مث امروز من بعد چند سال عاشقی

به عشقم رسیدم 

الانم بی اندازه خوشحالم خیلی خیلی خیلی....

5

کنــــــآرتـــــ کهـ هستـــــــم

عمیــــــــق تـــــــر نفــــس میکشـــــم

هــــوای باهـــــــم بودنــــــمان را میبلعـــــــم

مبــــــتلاتر میــــــشوم


13

وقتی‌ کسی‌ رو پیدا کردی ؛
که کنارش بدون هیچ دلیلی ،
فقط به خاطر اینکه کنارشی ! خوشحالی‌ ....

دیگه به درک که بقیه چی‌ میگن

!کنارش باش و از کنار هم بودن لذت ببر ♥...

15

اخمهای تو سخت ترین درد دنیاست

ای تنها بهانه لوس شدنهای من

دوستت دارم


این روزها اگر گوش دلت را تیز کنی

فقط یک چیز را خواهی شنید...

دوســــــــــــــــــــت دارم

گلایه از تکراری بودنش نکن...مشکل از من نیست

تو زیادی دوس داشتنی هستی...

17


ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

و ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭوﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ . . .

40

تفاوتی نداره خواب باشم یا بیدار

زیباترین تصویر پیش چشمام

همیشه تویی...

پرستوی  من تویی می ایی بهار می شوم

می روی پاییزم

این بار بیا و به من کوچ کن و فصل مرا بهار باش برای همیشه

من بدون تو تا ابد پاییز خواهم ماند..

42روزتا:::::::::::>

می خوام داستان عاشقانه ای از

علاقه خودم به تو بنویسم..

یکی بو 45

تقصیر تو نیست...

وقتی که به تو میرسم تب می کنم..

تقصیر تو نیست ..

وقتی که نگام می کنی تپش قلبم رو تند تر می کنی..

تقصیر منه که نگاهت دیوونه ام می کنه...

49

حاظرم تموم بدتم زخمی بشه

اگه بازم تو بهشون چسب بزنی..

53روز تا :::::::::>>

نگرد دنیا

می خوام خودم دورش بگردم...

می تونم دنیا رو یه دستی فلج کنم

به شرطی که دست دیگم رو

تو گرفته باشی

54

       صراط مستقیم یعنی

          راهی

          که

        میرسه به تو...

55

بعضی آدم ها ! اونقدر دوس داشتنی و شیرینن

که وقتی به عکسشون نگاه میکنی

به همون اندازه دلت براشون ضعف میره که باهاشون رو به رو میشی

!با دیدن عکسشون کلی حالت خوب میشه...

کلی انرژی میگیری!چه برسه به دیدن خودشون!

56

دوستت دارم ، همین ؛

این نه قابل محاسبه است

نه قابل شمارش

حتی نمی تونی میزانش رو تخمین بزنی !

بی انتهاست تا وقتی هستم

تا وقتی هستی

58day

حس بودنت قشنگترین حس دنیاست

تو که باشی هر روز رونه

هر ثانیه رو عشقه..

من کویر خسته ام تویی نم نم بارون

دلم برات تنگ شده کجایی ای مهربون

60روز

وسعت دنیا برام تغییر کرده

از وقتی که تو

همه دنیای من شدی..  

61

روز موعود هفتم تیر ماه..

 

با دیدنت شاد میشم

با لبخندت زیبا میشم

با بودنت اروم میشم

با دیدن و لبخند و بودنت

من سراپا عاشق میشم


تو چه میفهمی از روزگارم؟؟

از دلتنگــــــــــی ام؟؟

گاهی به خـــدا التماس میکنمـ خوابــــــت رو ببینمـــ....

میفهمـــــــــی؟؟؟


در تمام عمرم یک بار عاشق شدم

ووابسته کسی که برای داشتنش حاظرم از تموم زیبایی های دنیا بگذرم

عزیزم نبض حیاطم بعد از عشق به خدا فقط برای تو می تپه...دوستت دارم

تولدت مبارک

من با این همه غصه بی تو بودن تو این شهر چه کنم..؟

لحظه شماری تا شهریور


دوستت دارم مث همیشه.


وقتی نگام میکنی

اینقد دلم میلرزه که با خودم میگم

چه راحته فدا شدن واسه چشمهایی که تموم دنیاست..


گاهی باید دستاشو بگیری تو دستت 

 و فقط یه جمله بهش بگی

"من واسه یه لحظه بیشتر با تو بودن حاضرم همه دنیا رو بدم"


تـــو مـیخـنـدی...

پر از لبخـند مـیـشـم

تـمـوم زندگیـم خـوشرنــگ مـیشـ.ه ! ! !

امروز بارون اومد اونم چه بارونی

حسابی خیسم کرد...

سوپرایز بعدی اومدن نم نم بارون خودم..

کنار هم زیر بارون ...هجدهم بهار


 هوا ابریه خدا کنه بارون بیاد...هفدهم بهار

 

کل دنیا هم بگن دوسم دارن فایده نداره!

اما...

دوست دارم های تو

نمیدونی چه غوغایی میکنه...


میگم دلتنگم.

میگن دلتنگ نباش...

مث این میمونه که به اب بگن خیس نباش...

مگه میشه؟

خوبان را باید روی چشم گذاشت

کجایی؟

چشم هایم بهانه ات را گرفته اند...


دیوونه اون روزهایی هستم

که مهربون میشی

حتی اگه ندونم چرا...

این روزا همه چیز بوی تو رو میده..

حتی هوا.

اینقدر زیاد که دوست دارم

رگهام هم احساست کنن...


تا شقایق هست...نه

تا تو هستی زندگی باید کرد....

کنار تو چقدر حال من بهتره...

بــــاز هــــم خیال تـــو
منو
“برداشــــت”
کجــــا مـ ـی بــره نمـــ ـی دونم...

تاريخ 92/01/06سـاعت نويسنده علی❤


عشق دوست داشتني من برايت نمي ميرم

برايت ميمانم برايت ميمان تا انجا كه اخر دنياست..

کوتاه میگم دوستت دارم ولی..

کوتاه نمیام از دوست داشتنت

الان سر كلاسم

استاد داره درس ميده ومن دارم به تو فكر مي كنم

‍ژیزمان نقطهa b چند میشه...

نمیدونم فقط میدونم ژیزمان

 نقطه چشمای تو تا من بهشته...نقشه برداری ساعت ۱۱

گاهی وقتها

یه نفر باعث میشه که حس کنی

اونی که تو رو رو زمین نگه داشته

جاذبه زمین نیست...


روزهام رو خیابون های این شهر گرفته ان

وشبهام رو خواب های تو

بیولوژی هم نخونده باشی میفهمی چه مرگمه..

اخ که چه حس خوبیه

همه دنیا مال ادم باشه...

همه دنیا مال منه وقتی تو میخندی


چشمانم که به چشمانت گره میخورند

عقربه های ساعت چه خبرشان می شود

مگر نمی دانند که وقتی تو هستی ومن

زمان نباید بگذرد؟؟!

میدونی قشنگترین احساس چه وقتیه

وقتی بر میگردی یواشکی به عشقت نگاه کنی

می بینی که اونم داشته بهت نگاه میکرده..


خنده تو سنگ رو هم نرم می کنه

چه برسه به دل من


بارون شاهد اشکهای من بود وقتی که

شوری اشکهای من رو با شیرینی خودش پنهون می کرد...


عکس تو

قرص خواب من

تو شبهای بی خوابی

روزـها ... ساعتـ ـها ... دقیقـ ه ـها ... و حتـی لحظـ ه ـها ...

تنهــا بـرای رسیدن بـه یه چیـــز سپری میشن

رسیــدن به رویایی از جنس تو

حال منو ابرای بارونی یه جورن...

صدای بارون با یاد تو قشنگه..

خدایا همه دنیات مال دیگرون باشه

ولی تورو خودت اونی که دنیای منه

مال دیگری نباشه...


خوشبختی یعنی همین که با وجودت اروم میشم

و من خوشبخت ترینم..


عزیزم روزایی که تو توشون نیستی

حیفم میاد زندگیشون کنم..

کیستی تو
که من هنوز
از میان ِ عکس‌های تو
تکه‌های خواب‌هایم را
جستجو می‌کنم !
کیستی تو
که اینگونه
بیخیال ِ خیالم می‌شوی،
دور می‌شوی،
نزدیک می‌شوی
ماه می‌شوی
مِه می‌شوی
کیستی
تو !

دختر همه چی تموم من

با هر نفست به زمونه ثابت شده

تنها دختر زمین که لیاقت عاشق شدن رو داره

تو هستی ......شک نکن.


هرکسی تو یه چیزی استعداد داره...

ولی من تو دوست داشتن تو

عاشقتم فرشته شی جونم.از طرف علی شیت.

حتی از همین راه دور  . . .

شاید تو سکـوت میـان کلامم بـاشـی  . . .

دیـده نمی شوی!

امـــا مـن ،تـو را احسـاس مـی كنم  . . .

شایــد تــو    . . .

هیاهـوی قلبـم بـاشـی  . . .

شنیـده نمـی شوی  . . .

امـا مـن ، تـو را نـفس مـی کشم ... دیوانه وار 


چه بارون حرف گوش کنی!بند اومد و به جاش برف داره میاد...

نیا باران!!!

عاشقانه اش نــــــــکن

"من" و "اون"

هنوز

"مــــــــــــــــا"

نشدیم...

بودنت نهايت دلخوشی من است !
مي توانی باشی حتی در دورتر ها . . .
اما می دانم هستی . . .
همين كه هستی . . .
روزهايم عطر
تو را دارند . . .
و شبها روشن از خاطره ی مهتابيت..


دلم نیومد این لحظه رو ثبتش نکنم اخه بهترین ساعت زندگیمه...خیلی خوشحالم.

سه شنبه ساعت8:36:40

 


امروز روز سپاس گذاری از خداوند است

زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن

تا با تمام وجود به او بگوییم

عشق من روزت مبارک


 عشقم هیچ چیز و هیچکس تو دنیــا جز تو کـه همه ی زندگیمی واسم مهم نیست

 امیــدم دوست دارم با همه ی وجودم

دعا می کنم کـه لبات رو فقط در غنچـه های لبخند ببينم


و تو برام دعا کـن کـه هرگز بی تو نخندم

از وقتی عاشقت شدم زمونه باهام مهربونتر شده!

تولحظه هایی که پیش تو ام یا باهات حرف میزنم

ساعت انگار خوابش میبره

تو اون لحظه برام مهم نیست چند شنبه س امروز

قرن چندمه دلار سکه طلا یا ماشین چند شد؟

هرچی بجز تو هر کی بجز تو کمرنگ و گمه...


خدا وقتی تو رو می افرید

فقط به یه چیز فکر می کرد...

به من

                                                                                                   


 پلکهام رو به امید دیدن تو می بندم

تو ماورای خیالم

جایی که هیچ کس هیچ کس نتونه

تو رو از من بگیره..

                        من از تو خوشحال ترم وقتی تو هم خوشحالی

مـی خــوام ...

در گــوشـت چـــــيزی بــگم خـــــــــــــــــدا !

ايــــــن يه اعــتـرافه

مـــــــــن بـــی اون دووم نمــی ارم

حتــی یــک روز..

گمم نکن قول میدم گوشه حافظه ات اروم بشینم 

و جیکم در نیاد...

فقط بذار بمونم.


هیج جای ایـن دنیا نیست مهربون تـر از تـو برا قلبم

و زیباتـر از تـو برا چشمام...

عشــــق یعنی:

تو گوشیت یه سری ای ام اس هست که عمــرا” دلت بیاد پاکشون کنی...!


دلتـنگـــــم …
هــــــمـــین !
و ایــــــن نیــــــاز به هــــیچ زبـــان شاعــــرانه ای نــــدارد …

کنار حوصله ام بمون

اگه نباشی دلم که هیچ

دنیا هم تنگ میشه...

بارون که میباره یکی باید بهت زنگ بزنه بگه کجایی زیر

بارون که نموندی؟

یکی که نگرانت بشه حتی نگران این که زیر بارون به این لطیفی خیس بشی

یکی باید باشه که دست بکشه رو صورتت و قطره هارو کنار بزنه..

اما من... دستام رو گذاشتم رو هم... نمیتونم هیچ کدوم از این کارا رو بکنم...

بازم بارون ویاد تو.....


فقط واسه همونی که.....
تاريخ 91/11/16سـاعت نويسنده علی❤


تو که نیستی غم با منه

همیشه یه دنیا حسرت با منه

بی تو این دنیا که تو چنگ منه

دیگه چنگی به دل نمی زنه...

بازم بارون ولی مث تو اومده و رفته و من ندیدمش

فقط رد پاش هست 

عطرش تو هوا پیچیده مث نفسهای توکه صبح از اینجا رد شدی...

دوسش دارم خیلی وقته و خیلی زیاد..

زنــ ـدگــ ـي معنــ ـي پيچــ ـيده اي نــ ـدارد ; هميــ ـنكــ ـه باشــ ـي زنــ ـدگيســ ـت . . . ♥


دارم میمیرم از غمت
یه روز بیا ببینمت
یه روز بیا که سینه ام
پر بشه از عطر تنت
یه روز بیا ببینمت
بجون هرچی عاشقه یه روز بیا که بوت کنم
تورو با چشم عاشقم دوباره روبروت کنم
سر بزارم رو شونتو بازم بشم دیونتو
دل دیگه جون بسر شده
ازبس گرفته بونتو
دارم میمیرم از غمت..

http://beauty-of-life.ir/wp-content/uploads/2012/07/romantic-38.jpg


وقتی نیستی همه نیستن!

نه اینکه نیستن هستن
ولی مث تو نیستن..

  دخترک ِ دوسـت داشـتـنـے مـَن . . []

 

مـُخاطبـــِ خــاصـَـــم ❥

هر ثانیه بهونه تو رو می گیرم

ای کاش بودی و می دیدی که با دلم درگیرم ...

وقتی میای صدای پات

از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور
 که از همه دنیا میاد
 تا وقتی که در وا میشه
لحظه ی دیدن می رسه
 هر چی که جاده س رو زمین
به سینه ی من می رسه..

حــــرفی نـدارم ...

مـن حـاضـرم حـتی جـــونم بـه لبـم برسه ...!

اگـه جـونم
تـو بــــاشی ...

 باغچه ی خــــونه هم

 از دوری تــــــو

 بسکــــه  غــــم خورده 

 لاغـــر شده گلــــدون شده....


تو که نیستی

تاج و تختی برای خودش بهم میزنه

دلتنگی...

بارون و دوست دارم هنوز ... چون تو رو یادم میاره. حس می کنم پیشه منی ... وقتی که بارون می باره.

داره بارون می باره..ساعت عاشقی .چهارشنبه.


برای تویی که همه لحظه های منو پر کردی...

برای تویی که نمیتونم بهت فکر نکنم...

برای تویی که نمیتونم فراموشت کنم...

برای تویی که عشق واقعی من هستی و خودت خبر نداری...

برای تویی که همه آرزوهای کوچیک و بزرگت بزرگترین آرزوهای منه...

برای تویی که دلم میخواد مال من باشی اما نمیشه..

برای تویی که نمیدونم دوست داشتنم رو چطوری باید بهت نشون بدم...

برای تویی که نفسم از وجودت سرچشمه میگیره...

برای تویی که هیچکس عشقم بهت رو درک نمیکنه..

برای تویی که نگاه کردن به تو برام عبادته...

نفسم...نگاهم...حرفام...همش به خاطر وجود عزیز توست...

وقتی برای از تــــــو گفتـــن


واژه ها کـــم می آرن

وقتی دیـــگه گنـــگ و گیج و مبهوتـــ

پی توصیفی از توام،

زیـــبا . . . کوتـــاه . . . عاشقانهـــ :

دوست دارمتــــ


هر چقـد رو دیـوار مجـازی بنـویسـم بـازم هیـچ کـدوم از حـرفــای دلمـو نـمـی تـونـم بـگــم

حـرفــایـی کــه هـرگــز نــه مـیشـه گفـت نــه میـشـه نـوشـت . .

دلم تنگ شده هارا کجا بتکونم برای تو؟

و کجا دلتنگی هام روآواز کنم؟ها؟

تا بلکه گوشه چشمی بندازی

به من که نه

به این روح از نفس افتاده

واژه ها را نمی تونم به دار بکشم

و طبل عاشقی بکوبم!

پس نگاهی کن و بشنو

درد و دلای این از نفس افتاده رو..

فیزیک
بعدترها ثابت می کند...
در روزهای بارانی ؛
جای خــــــــــــــــــــــالـــــــــــــــــی
آدم ها
بزرگتر می شود....!دیشب بارون اومد به یادت زیر بارون قدم زدم تنها میفهمی تنها..

خسته شدم از بس از تو نوشتم

یکم از خودم می نویسم

 می نویسم این منم که دوستت دارم


ببین جونم

شوخی که ندارم خیلی جدی تر از این حرفها

دلم برات تنگ شده...

میدونی چند روزه ندیدمت؟

نمیدونی چشمات با من چه میکنه

وقتی که نگام میکنی

اونقدر دلم از شیطنت نگاهت میلرزه

که حس میکنم چه زیباست فدا شدن برای

چشمهایی که تموم دنیاست

                                            دیشب بهم گفت دوست دارم

تاريخ 91/09/10سـاعت نويسنده علی❤

در اقیـانوس "افکـارم"

همه چیـز خشکیده است ؛

جـُز لبخند های تـو ـ

که هماننـد (جزیـره) ایی در آن

اقیانـوس وسیع خود نمایـی می کند !

دلتنگ یعنی زیستن در اوج بی همنفسی ...  یعنی خواستنِ تو و نبودنت ...

دلتنگ یعنی حریص بودن برای یک لحظه نگاهت ...

دلتنگ یعنی دلی که از تنگنایی دیگر به چشمت نیاید ...

یعنی دلی که پی یک تلنگر است و آن هم دور بودن تو

یعنی دلی که لنگ است ... لنگه صدایت تا جانی دوباره گیرد...

لنگه نگاهت تا نفسی تازه کند ...

 نه تنها دل ...

بلکه این لحظه ها هم تو را طلب می کنند !

تو دوری و این ثانیه ها از جای خالی ات بیم دارند !

هوایی که مرا تهدید می کند به تنهایی ...

بیا و سند هستیِ مرا دوباره تمدید کن .


الان فقط میگم               دوستت دارم

همین که باشی کافیه...

تو فکرم...

کنج قلبم...

تو رویام...

تو هر ثانیه ام...

بی اینکه حضور داشته باشی!

همین برا کم شدن این همه غصه کافیه! هر چقدرم که نباشی! هر چقدرم که همه بخندن!

من اینطوری آرومم...!

آســــمــون رو مـــــرخــص می کـنـم...

دیگه به هـــــــــــــوا هم نــیازی ندارم !!!

♥تــــــــــــــــــو♥ خــــــودت رو ...

مثـــل  آســـمـــون ...
مثـــل  هــــــــوا ...
مثـــل نـــــور ...

پهن کردی روی  همه لــحــظه هام...!


روم نمیگیره قلبم اگه نباشی ،

میمیره دل عاشقم اگه نیایی،

تو خودت میدونی و باز هم منو تو حسرت دیدنت میذاری…

تو زندگی هر کــسی، یـکــ نفـر هــسـتــــ ...

کـه مـثل هـیچ کــس نـیـستــــ !

و در زنـدگی مــن اون یـه نـفر تـــ♥ـو هـسـتـی


دلـــــــــــم کمــی...
دروغ چــــرا؟؟؟؟؟

خــیلـــــــی زیــــــــــاد
تــو
را میــــــــخواهــــد...

دیگر از مسیر خواب به رویا رسیدن بس است

می خواهم

در یکی از همین کوچه ها که با اولین بوسه های خورشید بیدار می شود.
به تو برسم در بیداری
در یکی از همین کوچه ها که لبخند را فقط می شود

از لب کودکان دست چین کرد ،
به لبخند ت برسم
و در یکی از همین کوچه ها ی خالی از معجزه
چون هزاران هزار اتفاق تکراری

اتفاقی به هم برسیم



آخرش یه روز

وسایل رسمم رو دستم می گیرم و

تو رو بی تعارف

برای همیشه

ترسیم می کنم

تو قاب زندگیم...


هـر روز حـِسم تازه تـر میشـه...غرق تو میشم بلکه دریا شم..

هیچ وقت خدا فکرش روهم نمیکردم که بتونم یه نفر رو اینقدر دوست داشته باشم...

 

افتـــــــاب که می تـابــــــه...
پرنـــــــده کـه می خونه...
و نســیــم که می وزه
بـــا خودم میگم
حــتمــا حـــــال تـــــــو خوبــه که دنیا اینهمه زیباست...

فرارسیدن ماه محرم رو به تموم عاشقای امام حسین تسلیت می گم

وقتی یه دختر به خاطر یه پسر اشک میریزه ....

يعني واقعن عاشقشه

اما ....

وقتی یه پسر به خاطر یه دختر اشک بریزه

یعنی هیچ وقت دیگه نمیتونه دختر دیگه ای رو مثل اون دوست داشته باشه

ای که بی تو خودمو تک وتنها میبینم

هرجا که پا میزارم تو رو اونجا میبینم...دوست دارم کجایی؟دلم می خواد ببینمت..

دوست داشتن که شاخ و دم ندارد !
اگر داشت ، من دیو کوچکی بودم که عاشقانه تو را دوست دارد …
.

اسمت رو گذاشتم ماه

شب،

رویایم تو باشی

اسمت رو گذاشتم آه

همـــراه

هر نفس تو باشی . . .


تو را همراه نامم، کــه همرازی . . .

طــو را با طـــ دستـﮧ دار مے نویسمــ....تــو با همـــﮧ فــرقــ دارے

بی انصاف نمیگی دلم برات تنگ میشه

کاش از دلم خبر داشتی فرشته دلم برات لک زده دوریت زجرم میده

دارم دق میکنم خیلی سخته خیلی


انسان ها عموما دو دسته ان :

تو و بقیه …

چيزي بگو بانوي من
كلافه ام ازين سكوت
ميشكنه بغض آخرم
وقتي ميشينم روبه روت
 
چيزي بگو شايد صدات
حريف دلتنگي بشه
شايد شبِ سياه سفيد
با واژه هات ، رنگي بشه
 

خـدایـا هَمـه از تـو می خوان بـدی

مَـن از تـو می خوام بگیری

ایـن هـمه حـس دلتنگی رو از من..

یه سری آدما هستن که میگن سرنوشتو خودت رقم می زنی! یه سری هستن که میگن سرنوشت از قبل تعیین شده است! من با هر دو موافقم متاسفانه! و گاهی دلم می خواد بدونم آیندم چجوریه، مثل الان ....

저는 당신이 그리워요

ا

رزوم با تو بودنه اما نه به بهانه پا گذاشتن روی ارزوی تو

ارزوم اینه که بخوای و بمونی

نه اینکه بمونی به خواهشم...

ای کاش کور بودم تا تو جلو میومدی

و دستم رو میگرفتی

نه مث حالا که چشمام فقط جای خالیت رو می بینه...

میشه تموم شه؟؟

 من دیگه مرداب شدم بس که کنار دریای خیال تو وایستادم برای جاری شدن باتو

میفهمی با تو؟..

 

ادم باید یه تو داشته باشه

تا هر وقت از همه چی و همه جا خسته بشه بهش بگه

بیخیال دنیا مهم اینه که تو هستی....

بـا اون چشمـــای ِ قشنگت ،

زُل نـَـزَن تـو چشمــام ؛

دیـگه چـیزی نمـونده کــ ِ با خودِت بـبـَری ... !

کاش جای من بودی 

که بفهمی

چه حسی داره

وقتی دلتنگ یکی مث تو باشی...

تمـام ِ راه ـهارو وا3 رسیــدن بـه تـو امتحــان کردَم ...

تو ایـن راه پیر شدَم !
نمــی خوای 1 تـَقـَلـُب برســونی دختر؟


فقـط اشـاره کــُن دختر ؛

خوابــ کـه ســَهل اســت ،

زنــدگــی از چشمـــانـَم میــروَد !

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود

با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی 
 داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...

برگشتم بعد حدود چهار ماه با یه دنیا حرف تازه ...

اول از همه دوستام بابت رفتن یکهویی خودم معذرت می خوام.

امیدوارم منو ببخشن.

تاريخ 91/08/05سـاعت نويسنده علی❤

سادگی رو در تو دیدم باتموم دل درد و پیچش ناهنگام

این عشق تو یعنی اسمون یعنی زمین

باتموم قطره ها از ابی بیکران

تو تموم من تموم احساسهای بی دریغ دوست داشتن

چه کسی می دونه
که عزای بودن و نداشتن رو
باید سیاه بپوشم یا سفید
چه کسی می دونه من با این درد که نمی کُشـه
اما دیونه ام می کنه
چه کار کنم؟؟؟؟؟؟
من که هیچ نمی دونم

هیچ... هیچ... هیچ...

اونقدرعاشقت شدم که اسم خودمم یادم رفت
نمیدونی بی توشب هاچه جوری خوابم رفت
عشق یعنی تاابدبی سرنوشت
عشق یعنی زندگی تازیرصفر
نمیگم نامهربونی یاکه شیرین زبونی
فقط اینومیدونم همونی که میخوام بمونی...                                                                                  دیگه از اینجا اومدنم خسته شدم از نوشته هایی                                                                           که نوشته میشن و خونده نمیشن.خسته ام خسته از ندیدنت ....

تاريخ 91/04/16سـاعت نويسنده علی❤

کسی تو رگهام تو رو اواز میخونه

شعله میشم و از چشام میزنم بیرون 

ونیستی ودنیا بشکه باروت...

تو باش!نه برای اینکه در دنیا تنها نباشم...

تا در دنیای تنهاییم تنها تو باشی...

کــاش میدونستم
چــطـــور به صبـــح برسونم

تموم شبهایی که به جرم ندیدنت برام

یلدا میشن....

.!!

از چی بگم از کی برای کی..؟؟

از تو؟ برای تو؟اخه تو که حرف نداری پس چی بگم...

بهتم که زیاد گفتم زیاد زیاد.... اینقدر که داری زده میشی...

ولی بازم میگم دوستت دارم حتی اگه زده بشی..

 

میگن باید سنگ زیرین اسیاب باشی باید ایوب باشی

برای سنگ شدن باید سنگ شد باید چشم دلت رو

همه چیز ببندی...سنگ شدن کار من نیست...ایوب

شدن برای کسی که مجنون شده غیر ممکنه مگه یه

نفر میتونه جای چند نفر رو بگیره....؟

 

قلبم فدای عزیزی که دنیایی از دلتنگی رو

به امید یه لحظه دیدنش به جون میخرم

برای عاشق شدن بهانه های ریز و درشت لازم نیست

برای عاشق شدن کافیست

تو نگاه کنی

و من لبخند بزنم

 

بردیم اونم ۴برصفر به این میگن یه برد عالی...

امشب اسپانیا و ایتالیا  ایشالاه تیمم اسپانیا قهرمان شه....خوشحال شیم خوب شه...

 این روزها هیچ چیز سر جای خودش نیست

جز تو که بد جور

جا گرفتی کنج دلم.... 

 

می گن زندگی چیه؟

 میگم این چه سوالیه ؟!

دور برم رو نگاه می کنم و یواش با خودم میگم

بدون تو زندگی چیه....


حالا هی بیا و برو و روی این زخم کهنه

نمک بپاش...

اما من دوست داشتن چشمای

زیبای تو رو با دنیا عوض  نمی کنم....

 

دوست داشتنَت
گنـــــــــــاه باشد
یا اشتــــباه
گناه می کنم ، تـــــو را
حتــــــی به اشتباه …..!

 

آخر شب بود... ... خسته و هلاک... از لحاظ روحی و جسمی داغون... خیلی داغون... کلافه بودم... همه بدنم درد می کرد... دلم درد می کرد... روحم دلش می خواست زار بزنه... ولی نمی شد... نمی شد... همه خواب بودن ٬ فقط مامان بیدار بود... رختخوابم رو پهن کرده بود هوا گرم بود و کلافه کننده... برام شربت درست کرد ٬ داد دستم ٬ گفت : بخور... بخور تا بهتر بشی... شربت رو آروم آروم خوردم... خنک بود و شیرین... شیرینیش به جونم نشست... مغزم حال اومد... از ظهر هیچی نخورده بودم... ولی گرسنه هم نبودم... یعنی غذا دلم نمی خواست... ولی مامان اصرار کرد... سفره کوچکی جلو روم پهن کرد... برام کوکو پخته بود... ماست و سبزی خوردن... قربون و صدقه ام رفت که دو سه لقمه بخورم... دو سه لقمه خوردم... حالم بد بود... خیلی بد... رفتم رو بوم... دراز کشیدم... آسمون صاف بود... ماه و ستاره ها چسبیده به دل آسمون سیاه..... هیچ بادی نمی اومد... خسته بودم... روحم بی تاب... فقط دلم یه گریه سیر می خواست... چشمام روبه ماه و ستاره ها دوختم و آروم و بی صدا گریه کردم... بعدگوشی رو برداشتم و چند بیت شعر برات اس کردم اخرشم یه معذرت خواهی بابت حال خراب اون شبم منتظر موندم جواب بدی اما ندادی یه اس دیگه دادم ندادی....نزدیک اذون یکی دیگه ندادی...نماز خوندم... بیدار موندم تا طلوع خورشید خیلی زیبا بود مث دیدن تو......

حال و هوای این روزای من...

تا تو نگاه می کنی

کار من اه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است ؟

تاريخ 91/04/08سـاعت نويسنده علی❤

خوب دارم حال ادمهای زندانی رو میفهمم

ندیدن دنیای بیرون... روزها خیلی دیر میگذره وخیلی سخت.

زندانی دنیای بیرون رو نمیبینه و من دنیای خودمو....

ازادی نمی خوام فقط به ملاقاتم بیا...

 

کاش میفهمیدی برای اینکه تنهام تو رو نمی خوام

بر عکس برای اینکه می خوامت تنهام....

 هنوزم مانده ام که اینجا کدام فصل است

که من کال مانده ام و نمی رسم به تو... 

"تو ابر باش و من آفتاب

قول می دهم که آسمان شوم

یک کمی ستاره روی صورتم بپاش

سعی می کنم شبیه کهکشان شوم"

    

اکسیژن اند
لبخند هایت برایم....

خوش بحال صاحبشان...
با دنیا عوض نمیکنمش...آن لحظه را...
 
آب و هوای دلم آنقدر بارانیست
که رخت های دلتنگی ام را
مجالی برای خشک شدن نیست
اینگونه است که دلم برایت همیشه تنگ است ...

 

اینـجا آسمان آبی دل من است..

کـه گاهی هوایش بهاریسـت و  گَهگاهـی هم ابری..

دل من ستاره هایی دارد که شاید چشمک بزنند..

یا پشت  ابری قایم شوند..

آسمان  آبـی دل من رازی دارد..!

بزرگ اما پنهـــــــان...

مُهم نیست دوستم داری یا نه

مُهم اینه که من هستم

عشق هست و هوای احساسم هنوز ابی است..

یکی سیگار میکشه یکی تریاک یکی کراک....

هر موقع هم که بهش نیاز دارن میتونن لااقل به هر قیمتی بخرن..

اما من که انتظار دیدنت رو می کشم

از کجا تو بیارم...؟؟

روشنی چشـات نــداره مرزی

تــو خیـــلی بیشـــتر از اینــا می ارزی...

دل تنگی ام را پایانی نیست

و شوق زیارتت آرام بخش این دل

باش... برای همیشه

کسی کوچه ی تنهائی ام را گذر نخواهد کرد...

کلی راه

انتظار ...صدا میاد

شماره 260 به باجه 2..میرم جلو...

اقا حالت خوبه چکت بانک مسکنه....اینجا ملته.....؟!

 

 یهویی از تصور اینکه دلت برام تنگ شده باشه

دلم ضعف میره

چه ارزویی بالاتر از این که تو هم منو دوست داشته باشی....

اینقدر  تموم زوایـای چهرت رو می شناسم

کـه ، حتـی اگـر چشـم هام رو ببندی!

 با لمس صورتت

تـــو رو   مـی شـنـاسـم

تعداد مژه هات رو هم حفظ کردم...

هوس پرواز ندارم

فقط می خوام به دل تو بشینم  نه جای دیگه...

به جون ثنیه هایی که در فراق چشمانت میگذره

دلم تنگ نگاه تویه....

بر دفتر قلبم که هر برگش رو به نام تو شروع کردم می نویسم

که من زیستن رو فقط برای دوست داشتن تو می خوام نه چیز دیگه...

هر چی از تو ولبخند تو بگم

مثل یه ادم کوری هستم

که از رنگ میگه...

بدون
یکی هست که : 
بیشتر از خودت دوستت داره
بیشتر از خودت نگرانته
بیشتر از خودت به فکرته
اول برای تو دعا میکنه بعد برای خودش
از علاقه خودش مـی گذره برای شادی تو
وخوشبخت شدنشُ رو با خوشبخت شدن تو میبینه....

بگو شیپو....بانی...بانی...بیچیگینه...

اگه عاشقی کار دله پس چرا همش

فکرم ذهنم هوش و حواسم پیش تویه؟؟اگه قرار باشه

تو حوای من نباشی پس ادم بودن من به چه دردی میخوره....؟


حتی اگه به تخت سلیمان ببندیم

بکشی

بُکشی

نمیشه ...فراموش کردنت محاله...

 من

دلم برای نگاه های خیره ی

2:10 دقیقه ی هر روزظهر،

تنگ شده...

ساعت 2:5

هیچ عینکی نمیتونه دوری تو رو به چشمهام نزدیک کنه....روزهای ندیدنت خیلی زیاد شده.....

تــــو ؛

رنـگ میدی بـه لـبـاسی که می پوشی

رایـحه میدی
بـه عـطـر ی که می زنی

طـعـم میدی
بـه خـوراکی که می خوری
مـعـنـا میدی
بـه کلمـه های بی ربط من.
.

یکی هست که تموم چهارراه های تو رو

ترمز می کنه!

و آینه اش رو درست تنظیم می کنه

روی لبخند تو....

  مــےخواهــــــــم بگویــــــــم تـا همــــہ بداننـــد...

بنـویســــم تـا همــــہ بخواننـــــد...چــــہ قــــدر عـاشقــــانــــہ...دوستـــــ دارمتـــــ...از پـنـــاه همــــہ ے دوستــــ داشتـــــטּ هـا...
تـو کــــہ وقـتــــے روے مـاهتـــ بــــہ مهمـانــے چشمـــانم مــےآیـد...همــــہ چیـز از چشمــم مــےافـتــــد...تــو کـــــہ در پـنـــاه بودنتــــ...
از هیــچ نمــےهــراسـم جـز نـداشتنتــــ...
بـا تـو کــــہ آرام مــےشـوم...بـــــہ هـر سخــــن از صــداے تـــو...و دلــــــم مــےلــرزد...تنــدتـــر مــےتـپــــد...بــــہ هنگــــام آטּ لحـظـــــــہ ے اوج...
تــو کــــہ عـاشــــق تـــوام...تــو کــــہ مـعـشـــوق مــنـــے...تـو کــــہ هـر لحـظـــــہ از لحـظـــــــہ هـاے عـشـــــق...مـعـنــے خــوش عــاشـق بـودنـــے...هـر چـقـدر از تــو بگویــــم هـم کـــم استــــ...تـو بـارونــے صــد هـزار سـالــه اے...امـا مــےگویــم تـا همــــہ بداننـــد...مــےنـویسم تـا همــــہ بخوانـنـــد...تــو کیستـــــے کــــہ تـــو را...اینـچنـیـــن عــاشقــــم...ایـــטּ چنـیــــטּ،
عــــاشقـــــم

تاريخ 91/03/30سـاعت نويسنده علی❤


این چند روز که نیستی حال مامانت خیلی

گرفته است...

ای کاش میدونست من هر روز عمرم رو

با همین حال میگذرونم....


لطفا اینقدر نپرسین خوبی ؟خوش میگذره؟

دوست ندارم دروغ بگم اخه خیلی...

سخت میگذره سخت میگذره سخت میگذره

سخت میگذره سخت میگذره سخت میگذره

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی یکبار هم نه ، چند بار ،

تازه تغییر صداهم میدی من که میدونم تو هم دلت تنگ منه . . .


ستــاره ھــا رو مــی بینــم

ھــر شــب

بــا ایــن کــه دورنــد،

و تــو رو تو روز ھــم

نمــی بینــم!

 کــاش ستــاره بــودی . . .

دیدی که ســــــــــخت نـــــــیست، تنها بدون اون؟!!
صبح میـشه ،شب ها بدون اون!!
این نــــبض زندگی بـــــی وقفه میزنه...
فرقی می کنه؟،با اون. . .یا  بدون اون!!!
دیــــــــــروز گرچه ســــــــــخت...! امروز هم میگذره . . .!!
طـوری نمی شه ، !!!.....یا زندگی نمیشه...؟

امروز دیدنش میشه...؟

 "دلتنــــگم"!

بـــرای کســی کــه مـدتهـــاست...

بـــی آن کـــه باشــد

هـــر لحـظـــه...

زنــدگــی اش کـــرده ام

جمعه.. داره روزهای ندیدنش بیشتر میشه...

وقتی با لبخندت میپری و زمینمقابل روهدف میگیری

دنیا مال من میشه

بمون بانـو و بدون تو با لبخندت قلبم رو

هدف میگیری  بیشتر عاشقم میکنی....ساموهه یابونیم...

دِلگیـرمـ ...

دلمـ عجیـب گیـر توسـت !


تموم دنیا هم بگن مال من نیستی

بازم این دل زبون نفهم

بهونت رو میگیره...!

زمین به آسمون بیاید ...
آسمون به زمین ..
حواس ام نه پرت شیطنت ستاره ها می شه ..
نه دلربایی گنجشگای باغ ..
محو چشم های تواَم همیشه...


من که انرژی هسته ای نخواستم

پس چرا این همه تحریمم؟

از نگاهت

از خنده هات

از صدات...

صدا‌ها تو سرم می‌‌پیچن ..

میگن .. 

کارا تو کردی ؟ 

به همه گفتی‌ دوسش داری ؟

میگم اره ... میگن:

کولتو ببند 

هوا که مناسب شد باید راه بیفتی...
به انتطار اون روز.....

چقدر جای تو خالیه

جای خالیت رو با هیچ چیز نمی تونم پر کنم

حتی با هر گزینه مناسبی...

ساعتهای نبودنت روی مچــم بسته نمیشن

حلقه میشن


دور گــــــــردنــــــــم .................................!

 

هرلحظه بهونه تو رو می گیرم

تموم تک تک ثانیه هام با یادتو در گیرم...

میدونی اگه حتی برام تب هم نکنی من برات میمیرم..



مـن جـز مـرور رنگ چشـمات

                                      و خط کشيـدن زير دلتنگی هام

 هــيچ درسی نـدارم...


امروز برای چند هزارمین بار دلتنگت شدم!

باز دلتنگ تو....

باز دلتنگ تو ...

برگشتم با دلی که خیلی سبک شده برای خیلیا دعا کردم و برای تو خیلی بیشتر از دعا...........

دوسه روزی میرم مشهد


هر روز صبح که چشم باز می کنم

پروانه های دلم رو می بینم که به سوی تو پرواز می کنن

وباز هر شب پیله های عشقت رو نوازش می کنم که دلت بی پروانه نمونه...


تو همون شقایق معروف سهرابی

تا تو هستی

زندگی باید کرد...

وقتی از پنجره ی دلم

    به آسمون آبی خوبی هایت می نگرم

    احساسی در درونم می گوید

    کاش وسعت آبی لحظه هایت

       مال من بو

                                                     ساموهه یابونیم


دل تنگی ام را پایانی نیست

و شوق زیارتت آرام بخش این درد

باش... برای همیشه

کسی کوچه ی تنهائی ام را گذر نخواهد کرد...

جای خالیت رو اینقدر با چشمام اب می کشم

تا یه بار دیگه کنارم

سبز بشی....

ساعت دلتنگی خیلی هم دلتنگ


امروز به پايان مي رسه

ار فردا برام چيزي بگو!

من نمي گم،

فردا یه روز دیگه است

فقط مي گم،

تو روز ديگه ای هستي

تو فرداي مني

همون كه بايد به خاطرش زنده بمونم . . .

دلم می خواد دستم برسه به همونی که دوستش دارم

بنشونمش یه گوشه زل بزنم تو چشمهاش

بگم دیوونه این دلم خیلی برات تنگ میشه

اینقدر از من دور نباش...


از تو چه پنهون

گاهی اونقدر برام خواستنی میشی
که شروع میکنم شمارش تک تک ثانیه ها
برای یه بار دیگه دیدن تو..


جا برای من گنجشک زیاد است ولی.... به درختان خیابان تو عادت دارم .....

عادتم داده خیالت که به یادم باشد .......یاد من هم نکنی باز به یادت باشم..................

یه حبه قند دوحبه قند!

برای خوردن یه فنجون چای ...

سه چهار پنج....اگه تموم قندونم بخورم

کامم شیرین نمیشه؟؟!!

اصلا تو بگو....این دنیای تلخ وقتی تو نباشی

با یه دنیا قند هم شیرین میشه؟


تاريخ 91/03/14سـاعت نويسنده علی❤


واژه ها کم اومدن

بهانه برای نوشتن ندارم

بیا برام لبخندی بزن عشق من...

امروزم خبری نیست به جز

سیر صعودی دلتنگی های من برای

تو

هیچ وقت نتونستم جاهای خالی رو پر کنم

قبلاسوال امتحانی بود

و حالا جای خالی تو رو.....

نترس برای وارد شدن به قلبت

کفشهام رو در میارم تا مطمئن بشی ریگی به کفشم نیست...


دل

تنگ بشی تیر بکشی خونم نکشی دیگه به من هیچ ربطی نداره....

اصلا وایستا....فک می کنی میترسم؟!

چشم می کشم به خیابون

به زمینی که
تو رد شدی ونشونه ای جا مونده از تو

 می خندم

به این همه تنهایی و انتـــظار ...

این مکانی که هستم بعد از تو
فقـــــط دیوارشیشه ای  است

و تکه کاغذی که خط می کشم

نیومدنت رو...

شب نوشته شدچهارشنبه


به تو نگاه میکنم و سیر نمیشم از نگاه

میدونی اخه دیوونه هاعاشق

نگاه کردن به ماه ان....

جانم فدای رهب........نه..

جانم فدای تو....!


امروز

برگردوندحواسم رو سر جاش

صدای شکستن چراغهای ماشین ...

یه تصادف کوچولو


ماندن بهانه می خواد و نوشتن دلیل

بهانه از این بزرگتر که برای تو بنویسم؟

روز نوشت روز دوشنبه

نه سر دارن نه ته بی هوا میان و میرن!

یه وقت وسط یه کار مهم یا وسط خیابون وقتی ازش رد میشم

بووووق....اهای اقا حواست کجاست؟؟

سرد میشم داغ میشم...رگ خوابم رو خوب بلد شدن

زمینم می زنن. تموم نمیشن تمومم می کنن!

خاطرات دیدنت رو میگم.

تو بگو دیوونم ندید بدیدم نمیدونم هر چی می خوای صدام کن..

فقط می خوام جزء به جزء اون لحظات دوست داشتنی رو ثبت کنم....

همین.

تصور می کنم کلاسی که تو توش هستی...

غوغا به پاست غوغا

بچه هادوره ات که می کنن هیچ

عاشقتم میشن...!

اینقدر جذاب نباش عشق من حسودا چشمت میزنن اخر...


حتی اگه کفش ادم تنگ باشه زخم می کنه

وای به این که دل ادمم  تنگ باشه...

حالا من دلتنگتم

یکشنبه ساعت دلتنگی

قلبم مثل شاتر دوربین عکاسی شده!

به تو که میرسه تند تند میزنه

برای ثبت تموم لحظه ها...


برای تو

که مخاطب خاص من هستی

می نویسم دوستت دارم

لطفا سکوت رو رعایت کنین همگی ساکت...

می خوام صدای خنده هایش رو بشنوم!

زمزمه درس خوندنش

خواهش می کنم ساکت....


دلم کوچیکه

کوچیگتر از باغ خونه تون ...

اما اونقدر جا داره که یه نیمکت بذارم برای تو

تا بمونی برای همیشه...

بهانـــه  ناتمام مـن !

هوس دیدن تو را دارم

و یک عشق  تکرار نشدنی!

می خواهم پای سفره ی دلم بنشانمت و

از دست پخت عاشقانه ام به روحت بخورانم

می خواهم من باشم و تو و تمام آرزوهایم.

کاش می شد هوای ات کرد

بی هیچ بهانه و سحری!

کاش می شد تارهای خیال را دورت تنید

تا برای همیشه پابند این عشق ورزی صادقانــه شوی..

تاريخ 91/03/05سـاعت نويسنده علی❤

مثل نامه ای ولی تو هیچ پاکتی جا نمی شوی

جعبه جواهری قفل نیستی ولی

وا نمی شوی

مثل میوه خواستم بچینمت

میوه نیستی ! ستاره ای

از درخت اسمان جدا نمی شوی....

عرفان نظر اهاری


ویروسی که الان گرفتم با یه مسکن خوب میشه اما...

تموم مسکن ها بی خاصیت میشن

وقتی من تو رو کم دارم.

صدای تو

ودیدن نشونه ای از تو معجزه میکنه

با درد من.این و بدون عشق من....


هیچ چیزی از
تو نمیخوام... 
فقط باش...

فقط بخند..

راه برو.... نه!!!!!راه نرو.....

میترسم پلک بزنم از جلوم رد شده باشی....!!!!


مردا هم قلب دارن
فقط صداش، یواش تر از صدای قلب یک زنه
مرد ها هم تو خلوتشون برای عشقشون گریه میکنن!
شاید ندیده باشی؛ اما همیشه اشک هاشون رو تو آلبوم دلتنگیشون قاب میکنن!

ظبط می کنم تموم حرفهات رو

نه برای روزهای بی تو بودن

صدات اینقدر ارومم میکنه

که یادم میره باید نفس بکشم..


این یه اعترافه

اعترافی به وسعت قلبم.

و به زلالی عشقم.

پس با تمام وجودم میگم

دوستت دارم تا خدا...

ساعت رو نگاه می کنم
ساعت همیشگی کـه عادت کـرده ام
پشت همون
پنجره ی شیشه ایی تموم قـد
وایستــم

بـرای دیدن عبور
تو
کـه فقط به عشق این لحظه زند ه ام
تو این شهر پسری هست

دیــوونـه !
کـه انتظار اومدنت رو
لا به لای یکی از همین روزها
می کشــه ... .


تو تموم ثانیه هایی که نزدیک منی خیلی نزدیک...

یقین دارم که یکی از فرشته های خدا  کنارم نشسته...

تو فرشته ی زندگیِ منی!

می خوام یه بار دیگه

مـرور کنـم  کف دستی رو
کــه
تــو رو به سرنوشتم چسبـوند
پیـدایت کنــم و بکشمت بیـرون ...
بگذارمت رو بـه روم
و بـه
تــو بفهمـونـــم
کـه من  بیشتـر از این سرنوشت نیازت دارم..


فرقی نمی کنه مهره سیاه باشم یا سفید

چشمهات با اولین حرکت

ماتم می کنند..


این پست رو به اشتباه حذف کردم به خاطر حال خرابم!!

امروز تولد وب منه و من اینجوری کردم!!!

تولدت مبارک وبلاگ عزیز


کلافه کردی منو

اخه چرا لبخندهات از همه چیزهای

این دنیا قشنگتره؟!


به هیچ کس هیچی نگو

بذار بین خودمون بمونه ...

می برنم تیمارستان اگه بفهمن دیوونت شدم..!

تو که نمیدونی چه مزه ای داره

خنده ای که از دیدن نگاهت از پشت شیشه بهم دست میده

از اون خنده ها که سرو تهش تا پشت گوشهام میرسه....!

چشمهات معجزه می کنه این روزها عشق من...


ای کاش راهی بود تا بتونه منو به تو برسونه

حتی پر از سیم خاردار و مین...

اخ که چه حالی داشت به عشق تو رفتن روی مین...

تاريخ 91/03/01سـاعت نويسنده علی❤

برای ماهی

با سه ثانیه حافظه
تنگ و دریا یکی ست!
دست من و شما درد نکند
که دل ِ تنگ آدم ها را
با یک عمر حافظه
توی تُنگ می اندازیم
و برای ماهی ها دل می سوزانیم...!!


مادر

نمیتوانم کلامی در مورد اش بنویسم و عاجزم

فقط از خداوند میخواهم که

خـدایا بالاتر از بهشت هم داری..؟

برای زیر پای مــــــــادرم می خواهم

روز مادر مبارک


تسبیح رو بر می دارم

ذکر میگم

دوستت دارم دوستت دارم ...

روزی هزار بار...

براي پريدن

لازم نيست پرنده باشم

همين كه بخندي

بـــــال در مي آورم . . .


منوکه می بینی ؟

هر روز بیشتر دوستت دارم

امروز بیشتر از دیروز و خیلی کمتر از فردا...


به یادتم تو این دنیایی که هیچ کس به یادم نیست...

ممنونم عزیزم

که با همه خستگیت 

هر روز چهل ثانیه میای که ببینمت...

چهارشنبه ساعت دیدنت


ســـکوتـــت نیومدنت هم شیــریـــنـه  بــرام

چـه کــردی بامن دختر...؟


لحظه لحظه هایی که نفس می کشم

ضربان  قلبم تندتند می زنه

دل نگرانی هام

همگی نذر سلامتی تو

بعضی ها رو نمیشه که دوست نداشت و به عشقشون نمرد
با هر حرفی که می‌زنند، قلبت میزنه و لبخند میزنی.
با هر غصه شون غمگین می‌شی و اشکت میاد.
با بودنشون شاد میشی و با نبودنشون غمناک !
بعضی آدم‌ها چه بخواند، چه نخواند
... ... ... چه بخوای چه نخوای
عزیزند، عزیز می‌مونند...


تموم پــرنـده های شــهر

از راز عشق من خبــر دارن!
از روی سیـم های تلفن ، جـم نمی خــورن!
گـوشـی رو كـه بــرمـی داری
سیـم هــا ، گــرم مـی شــن!
صــدای 
تــو كه مـی پیــچـه
بـه خــط مـی شــن...
همدیگر رو می بوسن....حیف که خیلی منتظر میمونن....

بَهانــِــہ ها

هَمیشہ زیستـَـــن را آســــان میـــکُنند

و امروز تَنـــها بَهانہے

زیستـَــن مَــــن

تُــ شــُـده اے


بابت امشب متاسفم
که نتونستم تو
چشمهات نگاه کنم
خواستم امشب رو راحت بخوابم...

ای کاش زن بودم تا هر روز

از شنیدن جمله چقدر لاغری

لذت می بردم...

خوش بحالت که پیش

خودت هستی...

مراقب خودت باش..

با تَمــامــ ِ مِـداد رَنگے هاے دُنیــا...

بـﮧ هَر زَبانے کـﮧ بدانے یا نَدانے ... 

خالے اَز هَر تَـشبیـﮧ و اِستعاره و ایهام... 

تَنهــا یک جُملـﮧ بَرایـَت خواهَم نوشت... 

دوسـتَت دارَم خـاص تَریـن مُخاطَب ِ خـاص

وقتی نیستی میشم ماهی

یه ماهی افتاده رو خاک

میپرم بالا میپرم پایین

تا تو بیای و منو بندازی توی اب و بری

اگه ..اگه یه روز نیای ....


از میانِ همه ی زنهای دنیا ...
فقط کافیست پای تو در میان باشد!
نمیدانی برای تو،مرد بودن و عاشق بودن چه دنیایی دارد ..!
دوستت دارم ....


فقط واسه همونی که.....
تاريخ 91/02/16سـاعت نويسنده علی❤

همش تو مغزم دنبال
یه سلول می گردم که درگیر
تو نباشه خدارو شکر نیست...


عزیزم تو فرشته دیگه ای میشناسی؟

به خدا منم نمی شناسم!

این حرفها رو فقط برای تو می نویسم...

پس چرا همه می خونند غیر از تو...؟

با هم بودن کنار یک نفر بودن نیست..

با هم بودن یعنی تو قلب اون یک نفر باشی...

من كه نباشم ،
دنيا يك من كم دارد
تو
كه نباشی ،
من يك دنيا ...


دیگه از یه جایی به بعد

نمیتونی بذاریش کنار،

شده نفس ات

مگر اینکه ...

قید زندگیت رو بزنی ...

عزیزم حق دارم که رو تو حساسم

اخه دوستت دارم

با همه احساسم...


دلم هر روز تنگ تو میشه

به همه دلایلی که خودم میدونم

با اجبار اروم میشه 

باز میگذره ...میگذره تا یه تکرار دیگه...


دلَم بَهانـ ه اَتـ رـآ مي گيرَد

چقَدر امروز حِس ب ـآ تـُ بودَن دارـَم

صدايَتـ دَر گوشـَم مي پيچَد وَ

مَن مي گويَـم : جانَـم ... مَرـآ صِدا کردي؟

این عصرهای بهاری،

عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد!

گـویی...

تـو اتـفاق می افـتی؛ و مـن دچـار می شـوم...

تـمام "مــن" دارد "تـــو" می شـود...


دارم زندگی میکنم

دلیلشم فقط فقط

تویی


می گن حو است رو جمع کن...

موندم چطوری جمعش کنم؟!

وقتی همش پیش تویه...


بآشْ...

تآ کوکْ بآشَد سآزِ دلَمْ!!!

نَبآشےْ...

عَجیبْ نآکوکْ مےْ زَند!!!

عزیزم وقتی دلم برات تنگ میشه و تو نیستی

اتفاق خاصی نمیفته فقط من ذره ذره اب میشم..


اینقدر دوستت دارم

که میخوام برات بمیرم اون لحظه ای که

میگم دوستت دارم...

اما یه وقتایی

قبل از گفتنش

من برایت مرده ام

و تو نمیدونی ...


فقط واسه همونی که.....
تاريخ 91/02/10سـاعت نويسنده علی❤

اگه دوستت نداشته باشم دراز می کشم

و میمیرم...

مردن رفتن به یه جای ابدی وخاموش نیست

مردن وقتیه که تو رو دوست نداشته باشم....


مث بارون و ابر بهاره

مث لحظه خواب ستاره...

تو رو دوست دارم ...

امروزتو بارون یه نفس ِ عمیـق کنار ِ تو.. همه ی عطر ونفسهات رو حبس کردم توسیـنم
برای روز ِ مبادآ ..


کــاش مــی دونستـــی "جهـــانــم" بـی تـــو،بــدون "الـفــ" اسـت...


احساس مرا
اندازه نگیر ...

تو را بی دلیل دوست دارم!

ای دل مددی که بی امان گریه کنیم

چون ابر بهار و آسمان گریه کنیم

امروز که روز رفتن فاطمه است

با مهدی صاحب الزمان گریه کنیم

بےْ تو...

چه فَقیرَمْ!!!

مِثلِ اینکه تَمآم هَستےْ ام رآ گرفته بآشَند!!!

بــَرامــ هیــ ـــچــ حــِسـی شــَبیــــ ـــهــِ تـ ــو نیــســـتـــ...

تـو پــ ــایــانــِ هــَر جــُســـتــُجــــ ـــویِ مــَنی...

تــَماشـــایِ تــ ــو عـــِینـــِ آرامــِشـــِــ ــهــِ...

تو زیبـــ ــا تــَرینـــ آرِزویِ مـــ ــَنی...


نمی دونم این روزا چرا

دلم زود به زود برات تنگ میشه؟!

دلم که هیچی انگار دنیا برام تنگ میشه...

                                      

در هــــر جغــــرافیـــایے کــــــه بـــــــاشم

"جهــــــــــت هـــــــا" تفاوتے نـــــــدارند...

تمــــــــام دامنـــــــــــه هــــــــاے دلـــــــــــم رو به سمت"خنــــــــــده هـــــــاے " توست


من دیـــــــــــوانه نیستم ،

من فقط یک جــــــور خــــــــاص ،

که دیگـــــران نمی توانند ،

تـــــــو را دوست دارم !!

حرفی ندارم...

توهم چیزی نگو....

بگذار تنها تماشایت کنم...

ای زیباترین چشم انداز...


روبـــروی ِ پنجـره ی اتاقت
چـــادر میزنم !

بی تفــاوت به همه

زنـدگیم رو پهن میکنم

روی سنگـفرش خیابون
اون وقت میدونم

کاری نــدارم ، جــــز ..
دوست داشتن ِتــو ... !

لَـ ـعنت به هَـمه ے  راه هایـے ڪه

عُـ ـرضه ندارند مَـرا به تو برسانند!

مَـטּ حَـواسِ فاصـ ـله ها را پَـرت میکنم

تو فـَقط بیـ ـا...!



دوبـ ـــاّره پــُر مے شــَوَد اَز تـ ــــــــو ..


چــﮧ بـَرکــَتـے دارَد اِيــن عــِشـقـَت ..


فقط واسه همونی که.....
تاريخ 91/02/02سـاعت نويسنده علی❤

نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم

تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی.پنجشنبه ساعت دلتنگی

"دوستتـــ دارمــ به اضافـه ی ســه نقطه!!!

تـا بدانـی من و دوستتـــ دارمـ هـایمــ

امتداد داريمـ در تـــو

تــا هميـشـــه

درستـــ مثل همين سه نقطه ... "


مـن از چـشـمـــان " تـــو " چـیـزی نـمـیـخـواهَــم . . .
بــه جـــز ،
گــــاهی . . .
نــگــاهـی . . .
اشـتـبـاهـــی ...



همه چی آرومه اما..

دل من

استثنـــاســت ...!


پـ ـس کـ ـی تمـ ـام میـ ـشود

شـ ـب هایـ ـی کـ ـه دور از تـ ـو

با خیـ ـال چشمانتـ ـ 

تا سـ ـحر چشـ ـم بر هـ ـم نمیـ ـگذارم...

بی تو

عمرِ آرامش

کوتاه می شود

مثلِ خوابِ پروانه ها
...


تَمـام ساعَتـ هـای ایــن شـَـهر خــوابیــده انــد

بیــدار شـَـوید

مَگــر نمے بیــنید

اینــجا دلے بَرای دیــدنَشــ لَحــظه شـُـمارے مے کُنــَد!

خ ـیلـے وسـِت دارم

امـا نمے ونــــَم

"خیلے"

رو چـ جــورے بنـویســَم کــﮧ

" خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلے "

خ ـونـده بشـ !!!


اَگه بِدونـــــــــــــــ ـی چِـــــــــــــــــ ـقَدر خوشحال شُدم

اَگه بِدونـــــــــــــــ ـی ...


آسمان به زمین بیاید زمین به آسمان برود

بازهم

دوستت خواهم داشت

این نبودنها

بی فایده است گلمـ


هَوآ آفتآبےْ بآشَد یآ اَبرےْ...

فَرقےْ نِمےْکُنَد...

بےْ تو...

چِشْمْ هآے مَنْ...

همیشه بآرآنےْ سْتْ!!!


ای تمــــاشایی ترین مخلـــوق خاکی درزمیــــن...

اسمانی میشوم وقتی نگاهت میکنم.


فقط واسه همونی که.....
تاريخ 91/01/30سـاعت نويسنده علی❤


هــمـین کــﮧمــیـام بـــﮧ خـودم بـگـم

هــمــﮧ چـیــز ارومــﮧ مــن چــقــد خــوشــحــالــم

یــﮧ حــس درونــی بــم مــیــگـــﮧ

غــلــط اضــافــی نــکــن


حواسم روپرت می کنم

بازم کنار تو می افته چیکار کنم !!!

گلم وقتی نیستی

گنجشگهای اطراف خونه هم ...

جیکشون در نمیاد مث خودم..!!


آفتابی که در نگاه توست
مرا به ظهرترین تابستان می برد
هواشناسی حق دارد..
....سخت ترین زمستانها را پیش بینی کند

وقتی تو نباشی!



    واژه هایم را از دهان ...  دو ماهی عاشق می دزدم

          و بر آب می نویسم ...

          با حبابهای درشت ... که : دوستت دارم


 نام تو ،اگرچه بهترین سرود زندگیست

من تورا

به خلوت خدایی خیال خود:

"بهترین بهترین من" خطاب می کنم،

بهترین بهترین من!

روزهـــآيے ڪـﮧ مے بيــنمــت نـَفـَســمـ ميــگـــِره

روزهـــآيےڪـﮧ  نـيـســتـے دِلــَمـ مے ــگــيرَه


خوش به حال خدا
         که لحظه به لحظه با تو
حرف میزنه
                                        و من همیشه درباره ی  تو با او حرف میزنم !


شیرینـ بهانهـ بود

فرهاد تیشهـ میزد تـــــــا

نشنـــــــــود صـــــــدایـ مردمانیـ کهـ

در گوششـــ میخواندنـــد

دوستتـ ندارد ...

روز تولد تو

روز نگاه باران
بر شوره زار تشنه
بر این دل بیابان
روز تولد تو
گویی پر از خیال است
یاس و کبوتر و باد
در حیرت تو خواب است

تولدت مبارک


فقط واسه همونی که.....
تاريخ 91/01/27سـاعت نويسنده علی❤

ایــنطـــور مرآ نگآهـ نکـــنــ...

 

               سنگیـــنیهـ نگآهتـ

                                  شآنـــهـ هآیــم رآ خمـــودهـ تــر مے کند...

خدایا ديگـــر دلـَــ ــ ــم در تن ــَم بنــــ ــد نمی شــــود 
به دادَمــ بــــرس
. . . !


چـَشمهايـَت را نـبند

نگاهــَت را ندزد

توكه ميـداني آيه آيه ي زندگي ام

از گـوشه چـَشم هـايـَت تلاوت ميشود


کلیدهام موبایلم وسایلم

 همه رو دارم گم میکنم...!

کی نوبت خودم میرسه نمیدونم...

وقتی هستی...

دوستت دارم...

وقتی

نیستی لحظه های
دوست داشتنم رو مرور می کنم..


حواست هست !
صدای هق هق گریه هایم..
از گلویی می آید كه تو از رگش به من نزدیك تری!!
خــدا . . .


احساسٍ بچه ای رو دارم کــــه

                       که رفته تو کوچه بازی کنه

                              اما کسی بازیش نمیـבهٍ

خـــدایــــا

اینجایی که من هستم تقدیر منه
یا تقصیر من...


آتش باشی

برای تو هیزم می شوم
دریا بروی
پارو
.
.
.
تو همیشه درست پنداشته ای
دل من
شبیه
تکه سنگی است
که می خواهم
تو با همه خستگی هایت
یک لحظه
به من تکیه کنی ..


نمیدونم چرا چشمام گاهی بی اختیار خیس میشه؟

میگن حساسیت فصلیه

اره نفسی من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم...


                                    دوستت دارم نفسم

تـــا آســــمان خــیــــال ِ تـــو چقــــدر راه اســــت؟

دو بـــال بـــرایــــم کافــیـــســــت؟

مـــی خواهـــــم به هــــوای تــــو

ـــ در هــــوای تـــــو ـــ

اوج بگیــــرم!

منــتــــظــــرم مـــی مــــانـــــــی؟؟؟


فقط واسه همونی که.....
تاريخ 91/01/21سـاعت نويسنده علی❤

پایان دلتنگی

اره وقت نفس کشیدنه چون تو اومدی..

کلّ ِ دنیا را هم که داشته باشی...


باز هم دلت میخواهد ، بعضی وقتها...

فقط بعضی وقتها...

اصلا" برای ِ یک لحظه هم که شده، همه ی دنیای ِ یک "نفــر" باشی...


گاهي کارت به جايي مي رسه

فقط مي خواي بدوني که :

خوبه،سالمه،خوشحاله؟؟؟

مثل امروز...


هفتمین دلتنگی

دلم تنگ شده

برای تمام لحظه های عبور از خیابونت..

قلبم  رومحکم می گرفتم

تا از جاش کنده نشه...


خــــــدایـــــا

تمـام فعل هایم را

به حـالی کـه تــــــــو در آن

همیشـه هستـی صـرف کن!

محض خشنـودی خـودت

بخـواه بـرایم کـه تــــســــلــــیــــــم ات باشـم ... 


ششمین دلتنگی

دلم لک زده واسه اون چهل ثانیه عاشقی هرروزم...

من..

نبودنت را تاب می اورم...!

رفتنت را تحمل می کنم...

فراموش شدنم را ...

باور می کنم...      اما

فراموش کردنت دیگر کار من نیست....

پنجمین دلتنگی

روز می رود و بیشتر از هر لحظه ای من دوباره دلتنگ تو میشوم

شب می شود و من دوباره نبود تو رو در گوشه گوشه های قلبم زمزمه میکنم

هر روز و شب من به یاد توام ای وجود من

میمانم در انتظار ، در این گریه های بی ثمر، اما بی تو به سر نمیشود...

گلوله از دکمه ی پیراهنم گذشت..

روبروی هم ایستاده بودیم.

که چشمانت ماشه را کشید

من ایستادم ایستادم ایستادم

وقلبم به سمت باروتت بو می کشید

حالا ماه هاست خورشید از سوراخ سینه ام طلوع می کند

غروب می کند ومن

هنوز شوق دوئلی دیگر را دارم


چهارمین دلتنگی

دلتنگـــــ ـمـ ـــــ ...

هـــــ ـمـ ـــــینــــــ ! 

و ایـــــ ـن نیـــــ ـاز بهــ هیچــــــ زبانــــــ شاعـــــ ـرانه ایــــــ

نـــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـدارد ...

سر به هوا نیستم اما نگاه به اسمان دارم.

همان اسمانی که تو شاید لحظه ای پیش به ان نگریسته باشی...


سومین دلتنگی

اره دلم تنگ شده ولی فدای سرت..

مهم اینه که بهت خوش میگذره و من خیلی خوشحالم...


چيزي شبيه به معجزه است
 
وقتي....
 
وقتی هر روز به خير مي گذرد
 
 
بدون آنکه تو را ببینم...


دومین  دلتنگی

وحالا بارون

بر لبه پنجره احساسم مي نشينه

و چشمام رو نوازش مي کنه

تا شايد از لحظه هاي دلتنگي عبور كنم


بهار .. تابستان .. پائیز .. زمستان

چه فرقی دارد ؟؟ وقتی تو در دلم مدام  بذرِ عشق می کاری

در دلی که هوایش هم در دستِ توست

گویی که خدایِ دلم شدی

و چه قشنگ ساخته ای هوایِ دلِ مرا

چه معتدل!! چه گرم !! چه بی غبار!!

هوایی که هیچ زمستانی .. سردش نمی کند

و هیچ پائیزی .. خوابش نمی کند

و هیچ تابستانی .. کلافه اش نمی کند

عجب هوایی ساخته ای در دلِ من

هوایِ همیشه بهاری که  در آن

 دلم  در کنارِ  دلت  ... تا همیشه می خندد...


فردا یه روز دیگه است که باید تلف کنم ...

وقت هام وقتی تو نیستی از هر چیزی بی ارزشتر می شه...

لحظات بی تو بودن رو با هر چیزی عوض می کنم.


اگه میدونستم این سالم می خواد

از اولش با دلتنگی

شروع بشه تحویل نمی گرفتمش...

اولین دلتنگی

دلم امروز بهانه ات را می گیرد ...
یادش می اید که رفته ای ...
دل است دیگر ...
خیلی تو را می خواهد !!!!


بهار اومده ولی بهارمن رفت و زمستون شد روزگارم ...

خدا جون مواظبش باش به خودت سپردمش سالم برش گردون...

تاريخ 91/01/02سـاعت نويسنده علی❤

عزیزم عیدت مبارک


اخرین شب من تو سال 90ساعت خوشحالی

چون یک سال از سالهای انتظارم کم شد..

برای عیدی امسالت

یک سبد ستاره چیدم

تکه ای ازماه ویک شاخه نیلوفر

سال تحویل میشود و من برایت لبخند می زنم...


بهار ثانیه به ثانیه ار راه میرسد
و اینجا کسیست که به اندازه تمام شکوفه های بهاری
دوستت دارد

بهارم عیدت مبارک


کاش برایم کمی حرف میزدی.


این روزها دلم صدای تو را کم دارد.

صدای پای بهار شنیده می شود

اما دل من بهاری جدا گانه می خواهد..


تاريخ 90/12/29سـاعت نويسنده علی❤

خيلي خوبه كه آدم ستارشو ببينه

ستاره اي كه تنها گل روي زمينه


می شنوی که دیگر نه پیامبری است نه اعجازی...

که دوره اش تمام شده..

ولی من هر روز وهر شب معجزه می بینم همینجا..

وقـتـی کـه بـودن هایـش ! بـهـشتـی بـپا مـی کنـد در مـن . . .

نفس هایش جهنمی بپا می کند در من..

پیامبری می شود که

اسان اعجاز می کند  وبهشت وجهنم را ازاسمان می کشاند در من..

تاريخ 90/12/28سـاعت نويسنده علی❤


خواب دیده ام
دست های من آشیانه تو می شود.

قطره قطره قلب کوچکم آب و دانه تو می شود.

میوه ام:سیب سرخ آفتاب.برگ های تازه ام:

ورق ورق نور ناب.خواب دیده ام، شب ستاره ها

از تمام شاخه های من تاب می خورند.

ریشه های تشنه ام توی حوض خانه خدا

آب می خورند.من همیشه خواب دیده ام، ولی ...

راستی ، هیچ فکر کرده ای یک درخت توی باغ آسمان

چقدر دیدنی ست!ریشه های ما اگرچه گیر کرده است

میوه های آرزو، ولی رسیدنی ست.

اخرین شنبه ساعت تنهایی

در رو باز می کنم ونفس می کشم

فـرقـی نـمـی کـنه کجایی...

از هـر سـمتـی نفسهات پر می کنه ریه هام رو.

کـافـیه تـصـور کـنـم کـه پـشـت هـمـیـن پنجره ای . . .

که کنارمی...

اونوقت می بینمت حست می کنم...

خیلی بهتر از کسانی که اینجا هستند ولی نیستند..

تاريخ 90/12/27سـاعت نويسنده علی❤

فـکر نـکـن حـرفـی نـداشتم بـرای گـفـتـن . . .

بـه چـشم هـام کـه زل زدی دیدی کـه پـر حـرف تـر از همـیشـه ام

هـمـون قدر عاشق...

هـمـون قـدر دلتنگ...

هـمـون قـدر حریصت...

هـمـون قـدر بـی تـابـت...

امشب ساعت عاشقی واخرین باری که دیدمت تواخرین جمعه نود...


لرزش صدام رو سرما بهونه می کنم...

اما لرزش قلبم رو جز تو بهونه ای ندارم...



هـوای ایـن رو کـرد ام کـه امـشـب روبـروت بـشـیـنم  تـو بـرام بـخنـدی و مـن دونه دونه خـنده هـات روبـبـوسم،وبگذارم کنار. شـب های سـردی کـه روبـرومـه روبایه دلخوشی بزرگ گرم می کنم . . . و خنـده هـات تموم دلـخوشـی هـا را بـرام مـی اره ، بـرام بـخـند...

ساعت دلتنگی اخرین پنج شنبه سال نود...

هربار که تو می خندی ،

تعادل این شهر به هم می خورد ...

اما تو بخند

زندگی را برای از نو ساختن ، بهانه ای باید . .

 

تـن تـو آهـنگی است

و تـن من کلمه ای است

که دران می نشیند

تا نـغمه ای دروجود اید

سروده ی که تـداوم رامی تپد...

در نگاهت همه ای  مهربانی هاست...

قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد.

ودر سکوتت همه صدا ها

فریادی که بودن را

تجربه می کند...

 

شاملو.......

سلام عزیز جونم

روزت قشنگتر از همیشه باشه

امروزم رو هم با شوق دیدنت شروع کردم .

تا وقتی که بیای مدام چشام خیره به اون ور خیابون بود..

دیشبم مث هر شب همش از خواب می پریدم

چشمامو وا نمی کردم که نبینم هنوز شبه و تا صبح خیلی مونده..

هوا هنوز سرده ولی این گرمای دوست داشتن تویه که گرمم کرده...

قلبم از غصه ی نبودنت نیس که انقد تند می زنه و میخواد از جا کنده شه...واسه اینه

که بودنت رو حس و لمس می کنه

من تنها نیستم...تو پیشمی..ابجی پیشمه و مث همیشه دوسم داره

به دلم بگو نگیره...بگو آروم باشه

چنتا دوسم داری ؟

حتی اگه یه دونه دوسم داشته باشی بسه

ولی من قد قد..بگم ؟

قد خدا دوست دارم...

تاريخ 90/12/24سـاعت نويسنده علی❤

نمیدونم چرا پدر مادرها این روزا وقتی خواستگار میاد نمیگن چقدر عشق تو قلبش داره...

میگن چقدر پول تو حساب خودش وباباش داره؟

عشق  شده بی ارزش ترین حساب دنیا...


عشق مثل خدا است یکی و لایق پرستش...

ومن هردورا میپرستم...

فرشته جان

حرفی برای گفتن ندارم....

حرف های گفتنی هم که نوشتنی نیست....

هست؟!

فقط میگم دوست دارم...علی



در یک روز بهاری...

تو آمدی...

به پاکی یک قطره ی باران...

به طراوت عطر گل ریحان...


تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم ؟

شب از هجوم خيا لت نميبرد خوابم

تو چيستي كه من از موج هرتبسم تو

بسان قايق سرگشته روي گردابم...

تاريخ 90/12/23سـاعت نويسنده علی❤

تو از تمام ِ دلخوشی هایِ دنیا

یک خورشید داری ..

در چشمانت !

باور کن ..


نگاه کن و ببین که بزرگترین ارزوی من چقدر کم حرف است...

تو.....


راست می گن
 
دلم عشق ترا راه رسيدن به مقصد می داند
 
ولی دلم در راه مانده است
 
دلم به عشق تو، يك لحظه آرام و بقیه لحظات داغون است...

فقط واسه همونی که.....
تاريخ 90/12/18سـاعت نويسنده علی❤

باز امشب ،مث هر شب سر ساعت دلتنگیم

دلم زنگ دیدن تو رو میزنه ،دستم رومیگذارم روش تا بلکه صداش قطع بشه

اما بی فایده است...

اعتراف میکنم که چقدر، چقدر،چقدر خود خواهم...

وتنها ،به اندازه دوست داشتنت زیاد...

دریای من

میخواهم امشب درونت غرق شوم،

تا امواج وجودت مرا درون خود ببرد

تا با تمام وجود تو را حس کنم

با تمام وجود

  


چقـدر پـر می کشد دلـ
ــم

به هــــــــوای تـو

انگـار                                                                            


تمام پرنده های جهان

در قلبـــم آشیانه کرده اند                     




                        اگه دیدنت نباشه دیگه چشمام رو نمی خوام

 

تاريخ 90/12/15سـاعت نويسنده علی❤

زنـدگي جيره ي ناچيزي ست

 

مثل يك فنجان چاي

 

 و كنارش عشــق

 

مثل يك حبه ی قند

 

 زندگي را با عشــق نوش جان بايد كرد ... !



میگن هرچی به عشقت بگی دوست دارم اون بی تفاوت تر میشه وتوعاشقتر.ولی

 من...دوست دارم عاشقتر بشم حتی اگه روز به روز از  چشمات .   بیفتم                

پس دوستت دارم...عشق من



زندگی باید کردگاه بایک گل سرخ

گاه بایک دل تنگ

گاه باسوسوی امیدی کمرنگ

زندگی باید کرد

گاه باغزلی از احساس گاه باخوشه ای ازعطر گل یاس

زندگی باید کرد

گاه باناب ترین شعر زمان

گاه باساده ترین قصه یک انسان ...زندگی باید کرد

گاه باسایه ابری سرگردان ...گاه باید روئید از پس ان باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان

لحظه هایت بی غم روزگارت ارام...


چوبکی بودم بی نام و نشان...

آمدی و سحرت را در من جا گذاشتی...
دگر اسمم شد چوب سحر آمیز...
سحری که فقط دو نفر شاهد آن است
خودم و خودم!
               یا

خودت و خودت...
ای عالم سحر انگیز
فرشته ی من را میشناسی؟

تاريخ 90/12/10سـاعت نويسنده علی❤
яima